eitaa logo
رویای نیمه شب:)
165 دنبال‌کننده
85 عکس
25 ویدیو
0 فایل
«همهٔ حقیقت‌هایی که در سکوتِ شب، میانِ نفس‌های دیروز و فردا زندانی شدند؛ اینجا، قابی است برای رها شدنشان.» کپی:لا فور بزن اگه خیلی واجب بود اشکالی ندارد 💔 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_m3pq1pm&btn=گوشه‌ی.سکوت:)))
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز روزِ گریه ست_
هر جا که میرم حس میکنم همه نگاها به سمت منه و دارن مسخرم میکنن .
از آدمایی که اسممو زیاد صدا میزنن خوشم میاد-
من‌ یک شب امتحانی واقعی ام
تازه دارم میفهمم تابستون هر چی که بود از الان خیلی بهتر بود
وقتی یه خواهر با معرفت داری🙂🫂
به‌جز گلبول‌های سفیدم، کسی به خاطرم نمی‌جنگه .
یه وقتایی دلت یه پیام می‌خواد. نه از کسی که رفته. نه از کسی که هست. از کسی که یه روزی بود، و حالا فقط توی «آنلاین‌های» ذهنت پیدا می‌شه.
«آن شب که باران آمد» آن شب که باران آمد، فهمیدم بعضی حرف‌ها را باید به آسمان سپرد. آن شب، وقتی باران شروع شد، پنجره را باز کردم. بوی خاکِ خیس و بویِ خاطره‌های کهنه با هم آمدند تو. یادِ آن روزی افتادم که رفتی و گفتی «برمی‌گردم»؛ و من هنوز، هر شب، پنجره را باز می‌گذارم. سرنوشت شاید همین باشد: انتظارِ بی‌پایان برای چیزی که شاید هرگز نیاید، اما تو باز هم پنجره را باز می‌گذاری. باران که بند آمد، فهمیدم خیس شده‌ام. ولی نه از باران. از یادِ تو.
«آن شب که ماه را بوسیدم» بعضی شب‌ها، سرنوشت آن‌قدر مهربان است که ماه را نزدیکت می‌آورد. نشسته بودم روی پشت‌بام، و ماه آن‌قدر پایین بود که فکر کردم اگر دست دراز کنم، می‌توانم لبه‌اش را لمس کنم. آن شب، برای اولین بار بعد از مدت‌ها، دلم نگرفت. فقط نگاه کردم و لبخند زدم. گاهی سرنوشت همین است: لحظه‌ای کوتاه، یک ماهِ نزدیک، و قلبی که برای اولین بار بعد از مدت‌ها، آرام می‌گیرد. آن شب، ماه را بوسیدم. از همان دورها. با نگاه.
سکوت، بلندترین فریادِ آدم‌هایی‌ست که خسته‌اند.