فریاد کز توهم نامحرم حضوریم
خفاش بینصیبیم ظلمتشناس نوریم
زان دم که دامن کل رفتهست از کف ما
در احتیاج هر جزو مجنونتر از ضروریم
پیوند هیچ دارد از آگهی گسستن
ناآشنای خویشیم بیگانهٔ شعوریم
ما را نمیتوان یافت بیرون از این دو عبرت
یا ناقصالکمالیم یا کاملالقصوریم
آشوب لن ترانیست هنگامه ساز عبرت
زین کسوتی که داریم فانوس شمع طوریم
خواه از تلاش همت خواه از تردد حرص
در هر صفت جهانی داریم و نا صبوریم
در ساز ما نهفتهست احیای عالم وهم
عمریست چون دم صبح توفان خروش صوریم
هر کس به سعی بینش محرم سراغ ما نیست
در عرصهٔ خیالی گرد خرام موریم
این انفعال جاوید یا رب کجا برد کس
گمگشتهٔ خفاییم آوارهٔ ظهوریم
دوزخ ز شرمساری کوثر شود جبینش
گر اینقدر بداند ما را که، از که دوریم
رسوایی تعین نتوان به وهم پوشید
این به که چشم بندیم بند قبای عوریم
بیدل زیارت ما روزی دو مغتنم گیر
از بس که خاکساریم کیفیت قبوریم
#بیدل_دهلوی
- @Moqlgh
کسی زنده بر آسمان نگذرد
مگر آن که با عشق یزدان پرد
سرانجام بستر بود تیره خاک
بپرّد روان سوی یزدان پاک
اگر مرگ داد است، بیداد چیست
ز بیداد این همه بانگ و فریاد چیست
از این راز جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر تو را راه نیست
چنان که داد است بیداد نیست
چون داد آمده است بانگ و فریاد نیست
#فردوسی
- @Moqlgh
مردیم و بر بالین ما، بهر عیادت نامدی
با دوستداران دشمنی، ای ناپشیمان اینقدر؟!
#قاسم_بیگ
- @Moqlgh
«به سکوت خو میگرفت و آن قدر بیحضور شده بود که همه فراموشش کرده بودند. انگار به دنیا آمده بود که تنها باشد.»
#عباس_معروفی
- @Moqlgh
به خوابی تلخ محکومم به خوابی سرد و بی پایان
که حتی ابن سیرین هم از تعبیرش شود حیران
قرار قصه تا وقتی پریشان حالی و کوری ست
چه فرقی میکند یوسف ته چاه است یا زندان
به روی خویش در بستم ولی غم با کلید آمد
به لطف روزگار اینبار صاحب خانه شد مهمان
کی ام من؟ خستهای از خویشتن سیراب از دنیا
چنان رودی که در نزدیکی دریا کند طغیان
تنم انبوه اندوه دلم را بر نمیتابد
بسان کشت انجیر معابد در دل گلدان
به دنبال چه میگردیم وقتی اوج خوشبختی
شبیه برج میلاد است در دود و دم تهران
غریبی میکند گرمای آغوش زمین با من
تنم سرد است آری سردتر از جسم کوچک خان
نیازی نیست حالم را بپرسی خوب معلوم است.
دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بی جان
#هادی_معراجی
- @Moqlgh
کردی پس از رقیب نظر سوی من، دریغ
خون مرا به خنجر آلوده ریختی...
#حسنبیگ_خاکی
- @Moqlgh
گاهی با دویدن به سمت کسی، نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت، پس با کسی بمان که نصف راه را به سمتت دویده است...!
#عباس_معروفی
- @Moqlgh