eitaa logo
Morfin :)!
309 دنبال‌کننده
628 عکس
556 ویدیو
0 فایل
بســـ♡ــم رب عشــــ♡ــق! بیچــاره عــاشقــے ڪــه شــود مبتــلاے چشــم :) کپی؟! فوروارد قشنگتره :»
مشاهده در ایتا
دانلود
اون حسی ک میدونی بهت اعتماد داره>>>
چطور باید زمان را متوقف کرد: بوسه! ‏چطور باید در زمان سفر کرد: خواندن ‏چطور باید از زمان گریخت: موسیقی ‏چطور باید زمان را احساس کرد: نوشتن ‏چطور باید زمان را آزاد کرد: نفس کشیدن
هوم.
«نوشت، دلم می‌خواد نوازشت کنم؛ پاک کرد. نوشت، دنیا مجال بوسه نمی‌دهد عزیز؛ پاک کرد. نوشت، دلم برای نفس‌هایت تنگ است؛ پاک کرد. در آخر نوشت شب به‌خیر.»
وقتی جفتتون میخواین ولی نمیشه :))
   نیازش فریاد بود ترجیهش سکوت . ‌‌‌
او معمولی زندگی می کرد معمولی قهوه میخورد معمولی راه می‌رفت معمولی می‌خندید او خیلی معمولی بود تا اینکه در یک روز معمولی شخصی غیر معمولی با لبخند و حرف های معمولیه غیر معمولی وارد زندگی معمولیش شد و به زندگیش رنگی دیگر پاشید رنگی که خیلی زیاد با رنگ های معمولی متفاوت بود میگویی چه رنگی؟ تو نمی‌فهمی چون زیادی معمولی هستی. بعد از آن او دیگر معمولی زندگی نکرد شاید چون تمام دیگران برایش رنگ باختن بجز اویی که تو نمی‌فهمی رنگش چه رنگیست و شاید چون دیگر در بین دیگران زندگی نکرد او دیگر معمولی قهوه نخورد شاید چون رنگ چشم های اویی که غیر معمولی بود مانند بسیاری از معمولی های دیگر قهوه ای رنگ بود و شاید چون او به شکل غیر معمولی بسیار موقع قهوه نوشیدن زیبا بود که هر چیز زیبایی،مخصوصا قهوه یادآور اثری از آن انسان بود اصلا انسان بود؟ او دیگر معمولی راه نرفت شاید چون هر بار به تعداد قدم های راه نرفته با اوی غیر معمولی دلتنگ میشد و شاید چون در تمام دنیا ردپاهای غیر معمولی میدید و دلش نمی آمد حتی به اندازه یک قدم آن ها را پاک کند او دیگر معمولی نخندید شاید چون در بین خنده هایش خشکش میزد و ساعت ها به نقطه ای از دیوار خیره میشد به چی فکر میکرد؟ هیچگاه هیچکس نمی‌فهمد،حتما چون هیچ کس ها زیادی معمولی هستند و شاید چون حتی صدای خنده های خودش هم یادآور صدای خنده های او بود و او دیگر خیلی معمولی نبود حتی کمی هم معمولی نبود حتما بخاطر همان رنگ غیر معمولی بود که او را زیادی شبیه به اوی غیر معمولی کرده بود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- دوست داشتن ِیه نفر خیلی عجیبه و در عین حال حس ِقشنگیه ؛ فکر کن دیگه دلت نمی‌خواد حتی صدای کسی جز اون ُ بشنوی ، خنده‌هاش برات آرامشه ، خوشحالیش خوشحالیته ، با غمش انگار دنیا رو سرت خراب میشه ، دلت می‌خواد کل ِعمرت ُبدی که اون حالش خوب باشه خلاصه وقتی یکی ُدوست داری تازه میفهمی زندگی چیه . . چه پدر و مادر باشه چه رفیق باشه چه عشق باشه چ خواهر یا برادرت باشه خلاصه اگه داری قدرشو بدون:)