عزیز مدتهای طولانیاَم!
من این را فهمیدهام که شما متعلق به من نیستی، و من بیآنکه دیگر امیدی داشته باشم،
بیشتر از همیشه دوستت خواهم داشت.
لطفا “نمیام چون رو مود خوبی نیستم” رو نرمالایز کنین که دیگه لازم نباشه دروغ بگیم و بهونه مسخره بیاریم
نمیدونم کی لازم داره این رو بخونه:
یکی از درسهای بزرگ زندگی که
هرکسی باید یاد بگیره اینه:
چیزی که تو واقعیت تموم شده رو تو رویاهات ادامه نده.
دقیقا همون روزی که تصمیم میگیری بری موهاتو کوتاه کنی ، در آخرین نگاهت به آینه موهات در بهترین حالت ممکن در تمام سال های زندگیت قرار میگیره.
اگر سخن میانِ من و تو پایان یافت و راههای وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو. .
مکالمههای «بیدار میمونم برسی، منتظرتم، نباشی دوست ندارم برم، میآم باهم غذا بخوریم، از روزت بگو واسم، سر راه چی بخرم؟ بیا یکم بخوابم بعد میریم» خیلی سادهان اما عمیقاً اون لحظه حس میکنی زندهای. هیجانی که امنه، آرومه، یادت میره درد داری.
گاهی بی آنکه بفهمی
در طول زمان آدم دیگری میشوی.
بیشتر سکوت میکنی
دیرتر باور میکنی
و کمتر میرنجی.