چشمانش رنگ عسل بود و شبم شیرین کرد♾
♡ܩܝ၄ܝ ܟ۬ߺߊࡈߊߺܝߊܝߺ̈ߺߺ♡
جان از تنم رفت اما روح قصد رفتن ندارد💔
♡ܩܝ၄ܝ ܟ۬ߺߊࡈߊߺܝߊܝߺ̈ߺߺ♡
میکشی رو زخمم ناخونِ بیشتر تا ک پوست و گوشت و استوخونم با خون یکی شن💔🚶♀