از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم . .
قهوه میریزم برایت، نیستی آن سوی میز
هی شکر میریزم و تلخاست جای خالیات ...
ای آنکه دوست دارمت ، اما ندارمت
جایت همیشه در دلِ من درد میکند . .
من اونو بیشتر از خودم دوست دارم اما او حتی نمیداند که من وجود دارم...🖤