لشکر کوفه و شام استاده
به تماشای شه و شه زاده
شه روی نئش پسر افتاده
همه گفتند حسین جان داده ...
به دریای پر از غم، امان از دل زینب
به عمری همه ماتم، امان از دل زینب
چو شد کرب و بلایی به آن قد خمیده
بدید راس بریده، امان از دل زینب
اگر خون بفشاند، ز چشم بنی آدم
بگوید دل عالم، امان از دل زینب
ارادتی که ز عمق دلش به زهرا داشت
عزیز فاطمه را در نگاه می آمد
بدون جذبه ی مولا به قهقرا می رفت
اسیر او شد و خواهی نخواه می آمد
ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا میکنی
_ شهریار
خدایی که مکانش لا مکان بی
صفا بخشِ جمال گلرخان بی
پدید آرنده ی روز و شب خلق
که بر هر بنده او روزی رسان بی
_ بابا طاهر
فاطمه سلام الله
الگوی نمونه برای همه ی نسل هاست...
_ گزیده ای از دست نوشته های شهید علم الهدی
https://eitaa.com/Motahhare_3
پیکر هستی ز آثار خودی است
هر چه میبینی ز اسرار خودی است
خویشتن را چون خودی بیدار کرد
آشکارا عالمی پندار کرد
صد جهان پوشیده اند در ذات او
غیر او پیداست از اثبات او
_ اقبال لاهوری
هدایت شده از امیر اسدی
و امّا من! هرگز برای امامِ خویش تکلیف معین نمیکنم، که تکلیف خود را از حسین میپرسم. و من حسین را نه فقط برای خلافت، که برای هدایت میخواهم. و من حسین را برای دنیایِ خویش نمیخواهم، که دنیای خود را برای حسین میخواهم. آیا بعد از حسین کسی را میشناسی که من جانم را فدایش کنم؟
📚نامیرا
- صادق کرمیار -
@amirasadih