ارادتی که ز عمق دلش به زهرا داشت
عزیز فاطمه را در نگاه می آمد
بدون جذبه ی مولا به قهقرا می رفت
اسیر او شد و خواهی نخواه می آمد
ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا میکنی
_ شهریار
خدایی که مکانش لا مکان بی
صفا بخشِ جمال گلرخان بی
پدید آرنده ی روز و شب خلق
که بر هر بنده او روزی رسان بی
_ بابا طاهر
فاطمه سلام الله
الگوی نمونه برای همه ی نسل هاست...
_ گزیده ای از دست نوشته های شهید علم الهدی
https://eitaa.com/Motahhare_3
پیکر هستی ز آثار خودی است
هر چه میبینی ز اسرار خودی است
خویشتن را چون خودی بیدار کرد
آشکارا عالمی پندار کرد
صد جهان پوشیده اند در ذات او
غیر او پیداست از اثبات او
_ اقبال لاهوری
هدایت شده از امیر اسدی
و امّا من! هرگز برای امامِ خویش تکلیف معین نمیکنم، که تکلیف خود را از حسین میپرسم. و من حسین را نه فقط برای خلافت، که برای هدایت میخواهم. و من حسین را برای دنیایِ خویش نمیخواهم، که دنیای خود را برای حسین میخواهم. آیا بعد از حسین کسی را میشناسی که من جانم را فدایش کنم؟
📚نامیرا
- صادق کرمیار -
@amirasadih
سکوت برد به دارالاماره مسلم را
سکوت داد به دستان کوفیان خنجر
سکوت کردی و قاضی شریح فرمان داد
به قتل شاه شهیدان حسین از منبر
به هوش باش به قرآن اگر سکوت کنی
نشان حرمله هاشان شود علی اصغر
به گوش باش که این دست دوستی مکر است
به گوش باش که از پشت می زند خنجر
هدایت شده از _ بـدر الوفـاء ؛
.Hosein_sotoodeh.ازخرابـهدیگهبیـزارم.mp3
زمان:
حجم:
3M
_ ازخرابـهدیگهبیـزارم.
-0:07-
● از خرابه دیگه بیزارم در و دیوارشم زشته؛
عاشق بازارم اینجا کوچه و بازارشم زشته؛
خب تو میدونی چقدر پیراهن گلدارو دوست دارم؛
توی بازار پیرهن دیدم ولی گلدارشم زشته.
-0:40-
● چقدر نامردن اینجا؛
عروسک داشتم و له کردن اینجا؛
بهم خندیدن اینجا؛
النگومو ازم دزدیدن اینجا.
-1:02-
● قدم شکست، خم شدم؛
ببین انگاری که هم سن عمه ام شدم؛
اصلا کجام سالمه؛
کدوم دختر سه ساله است که عصا لازمه.
بابا حسین، جان حسین؛
جان حسین، بابا حسین.
-1:40-
● این که پیرم کردن آخر واسه همدردی فقط خوبه؛
توی بازار زجر هلم داد باز نمردم اون وسط خوبه؛
حرف بد تا زد بهش گفتم مگه دختر نداری تو؛
با لگد هم زد همین جا رو که دور بودم ازت خوبه.
-2:09-
● همه جلادن اینجا؛
کجا بودی منو دق دادن اینجا؛
کتک بد خوردم اینجا؛
اگه عمه ام نبود میمردم اینجا.
-2:28-
● آخ کشت منو، زجر بد؛
لگد میزد، لگد میزد، لگد هی لگد؛
شد باعث لکنتم؛
جای انگشترش افتاده رو صورتم.
بیا تو آغوشم، بابای منی؛
بگو در گوشم، بابای منی.
#محرم | #حضرترقیه
#حسینستوده
_ @BadrAlWafa _