eitaa logo
مُطهّره 📚_🇮🇷
17 دنبال‌کننده
80 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بارها روی تو دیدم ولی نشناختم لاله از باغ رخت چیدم ولی نشناختم کعبه را کردم بهانه تا بگردم دور تو آمدم دور تو گردیدم ، ولی نشناختم ..🥀
کتاب : هیچ کس به من نگفت ... https://eitaa.com/Motahhare_3
بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد ..🌱
گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم ..
تو را من چشم در راهم ؛ شباهنگام که میگیرند در شاخ تلاجَن، سایه ها رنگ سیاهی وزان دل خستگانت راست ، اندوهی فراهم ؛ تو را من چشم در راهم ... _ نیما یوشیج
از ننگ چه پرسی که مرا نام ز ننگ است وزنام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است _ حافظ
هدایت شده از امیر اسدی
و در هیاهویِ دنیای پُر از شلوغی، سلام بر او که جایش همیشه خالی‌ست؛ «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الزَّمَان»
هدایت شده از امیر اسدی
؛ نوشته بود: عزیزِ خیابان کشور دوست برای همیشه از تهران می‌رود‌💔 @amirasadih
هدایت شده از امیر اسدی
؛ تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه؟ ای تیرِ غمت را دلِ عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب زِ میانه @amirasadih
خادم اهل بیت در عمرش فخر باید به خدمتش بکند، مثل مادر بزرگ خانه ی ما ، که خداوند رحمتش بکند . پیر زن ، سال های آخر عمر ، سخت دلبسته شد به خاموشی . چیز های کمی به خاطر داشت ، مبتلا بود به فراموشی . روزی از روزها به او گفتم : گرچه خو کرده ای به بیماری ، نام های ائمه را مادر ، این اواخر به خاطرت داری ؟ گفتم اول ؟درست گفت ! علی پاسخ دومین سوال : حسن سومی را نگفته گفت حسین آنکه در کربلا نداشت کفن ... گفتمش چهارمین ؟ ساکت شد ؛ گفت : مادر ببخش یادم نیست ، تا همین جاش یاد من مانده ، مشکل از دین و اعتقادم نیست . گفتمش آمدیم و از تو کسی این سوالات را شفاهی کرد ، دور از جان تو ملک در قبر ، گر بپرسد چه کار خواهی کرد؟ گرچه حرفم مزاح بود اما ، اشک او روی گونه اش افتاد. گفت : من رفته است از یادم ، او که من را نمی برد از یاد من فقط تا حسین یادم هست دادم از کف توان و نیرو را ، اما ! شسته ام سال های سال اما استکان های مجلس اورا ، همه ی سال منتظر بودم ، تا دوباره محرمش برسد ، چادرم را به تکیه میدادم تا سیاهی ماتمش برسد. اشک مادر بزرگ در روضه ، ماند از او به جا و ارثیه شد . رفت مادر بزرگ از این دنیا اما ! خانه ی کوچکش ، حسینه شد ...❤️‍🩹