مُتـرهـب ؛
پشتم از کوله بارِ غمِ روزگار خم شده و فقط با گریه برای توئه که سبک میشه .
امام و حرّ با سپاهیان خود راه می پیمودند تا آن که در روز چهارشنبه به سرزمین کربلا رسیدند، ناگهان اسب امام حسین علیه السلام از حرکت ایستاد. امام علیه السلام از آن پیاده شد و سوار بر مرکب دیگر شد؛ ولی آن اسب نیز قدم از قدم برنداشت، اسب های متعدّدی عوض کرد، ولی هیچ یک حرکت نکردند.
امام علیه السلام چون این امر شگفت آور را مشاهده کرد،
پرسید: نام این سرزمین چیست؟
گفتند: غاضریّه.
فرمودند: آیا نام دیگری دارد؟
گفتند: نینوا.
فرمودند: به جز اینها آن را چه می نامند؟ گفتند: شاطی الفرات .
فرمودند: آیا باز هم نامی دارد؟
پاسخ دادند: کربلا.
پس آهی کشید و فرمود: «أَرْضُ کَرْبٍ وَ بَلاَءٍ»؛ دشت اندوه و بلا است.
امام حسین از اسب پیاده شد. پرسید اسم این مکان بی آب و علف چیه؟ گفتند: کربلا. ناگهان امام گفت:
انا لله و انا الیه راجعون....
اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء...
محمدحسینحدادیان4_5791699850319894081.mp3
زمان:
حجم:
10.9M
عالم به فدای دل محزون رقیه³¹⁵