هدایت شده از سلاطین دهه هشتادونود🇮🇷
ولى من ترجيح میدم تو راهی که میدونم؛
درسته فحش بخورم...
تا تو راهی که میدونم غلطه،
تشويق بشم..🗿
37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|شهید مصطفی علیخانی!
نمیدانم از کدام تقاطعِ تقدیر، نامت وارد زندگیِ ناآگاهِ من شد.
پیش از آنکه رفتنت را بفهمم،چند باری در خواب هایم دیدمت. بی آنکه بدانم کیستی. بی آنکه نامت را بدانم. فقط چهره ای آرام، حضوری روشن.
زمانی که خبر شهادتت و عکس هایت را در فضای مجازی دیدم، دنیا برایم لحظهای ایستاد. نشستم، خیره شدم، فکر کردم…
و فهمیدم انگار خوابهایم ناگهان صاحبِ اسم شدند.
انگار آسمان، پردهای را کنار زد و گفت:
«این همان است. همان که در خواب دیده بودی.»
نمیدانم اسمش رو چه بذارم.
تصادف؟
الهام؟
یا فقط نگاه و رازی بین من و خدا…
از آن روز، احساس میکنم رشتهای نامرئی میان دلِ من و یادِ تو بسته شده است؛
نه از سرِ ادعا، نه حاصلِ خیالبافی، بلکه از جنس حسی آرام و محترم.
میدانم چهار ماه بیشتر از عقدت نگذشته بود، و این قسمتِ قصهات همیشه قلبم را میفشارد.
تو در راه اسلام و خدای خودت ایستادی
و چهار ماه پس از آغازِ یک زندگیِ تازه،
دل از همهی «باهم بودن»های زمینی کندی، و به «عند ربهم» رسیدی…
هر بار که به این انتخاب فکر میکنم،
تلنگری به روحم میخورد.
اینکه ایمان فقط ادعا نیست.
اینکه بعضیها حق را آنقدر عاشقانه دنبال میکنند، که جانشان را پایش میگذارند.
نمیدانم خوابهایم چه رازی در خود داشت، اما میدانم بعد از رفتنت،
دیگر مثل قبل به دنیا نگاه نمیکنم.
اگر صدای دلها در جایی شنیده میشود،
بدان که دلی در این سوی جهان،
با احترام و با بیداریِ تازهای که از تو آموخت، یادت میکند.
شهادتت مبارک، ای که رفتنت برای من
یک هشدارِ مقدس بود...🤍
- شفاعتم کن آقا داماد -
گل داوودی خیلی خوبه. این بچه ۲۰ روزه خونه ماست و آخ نگفته. مثل یه بچه مودب و موقر گوشه گلدونش نشسته و آخ نمیگه. تازه مهم تر از همه اینکه توی این ۲۰ روز اصلا پژمرده نشده.
من میخوام گل داوودی شم. داوودیِ آبی ترجیحاً.
ماه رمضون فرصتت ِ قشنگیه برای اینکه
خودمون رو از گل و لای بتکونیم،
از اون تلألو ِماه، کمال بهره رو ببریم ؛
میدونی، آدمایی که تو دم و دستگاهِ
خدا گیرا و جذاب میشن،
نمیذارن این درخشش ها از دستشون دربره.
زرنگی به خرج میدن، ذکاوت دارن..(: