من بلوطی پیر بودم پایِ یک کوهِ بلند ،
نیمم آتش سوخت ، نیمِ دیگرم را باد برد..
-برای باد.
از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا ،
بیت هایِ روشن و شعله ورم را باد برد...
-برای باد.
زرَعتك بالرمش ما بَين العيون
واخاف اعلَيك من عين اليحسدون
وانتَ بعَكسي يَهواي؟
بَخِيل بحبك وياي