مُتوهم!
همانند کودکی که در شلوغی بازار مادرش را گم کرده.
_هماننده مجموع زوایای یک مثلث که به صدوهشتاد ختم نمی شود.
گفته بودی که تو هم حال مرا میفهمی
تلخیِ قصه ی هر فالِ مرا میفهمی...!
بغض گیر کرده ی در آهِ مرا میفهمی
خسته ام خسته تر از خسته مرا میفهمی؟