یه هواپیما با مسافراش تو یه جزیره سقوط میکنن و بیشتریاشون زنده میمونن و تلاش میکنن که از جزیره بیان بیرون و برا همین میرن که جزیره رو بگردن که هرچی بیشتر میرن جلوتر میفهمن همشون به یه دلیلی اینجان و گذشتهشون به هم مربوطه یعنی تو زندگی عادیشون هرکدومشون یه جوری باهم برخورد داشتن