رفته یه پرنده شکار کرده، آورده با هم بخوریم، ازش گرفتم انداختم دور، ناراحت شد الان چشمش دنباله بقیه خانواده پرندهست.
JOIN : @sebastiin🇮🇷
مادربزرگم رفته دکتر تغذیه، میگفت ده پونزده نفر رو باهم میفرستادند تو، همه کنار هم عین سربازها خبردار وامیستادیم و دکتر میومد تند تند یه سری چیزها رو چک میکرد، یه رژیمی مینوشت، میفرستاد بیرون. از تصور مادربزرگم درحالی که عین سربازا خبردار کنار بقیه واستاده نمیتونم بیام بیرون :))
JOIN : @sebastiin🇮🇷
دختر به ماشینم تکیه داده بودش خواستم حالشو بگیرم گفتم ماشین خودته ؟
گفت نه کی دیگه از این لگنا سوار میشه ؟
گفتم آره بابا معلوم نیست مال چ بدبختیه و پیاده اومدم خونه:))
JOIN : @sebastiin🇮🇷
اون خر پشتیه که داره زور میزنه ببینه اون جلو چه خبره رو بدید من برم. 🥰
JOIN : @sebastiin🇮🇷
دوران دانشگاه یکی از بچهها رفت پیش یکی از دخترای هم کلاسیم و گفت ببخشید من اینجا یه چیزی گم کردم شما ندیدینش؟
دختره گفت چی؟! گفت حواسمو پیش نگاهتون ...
حالا من مث احمقا داشتم اونجا میگشتم ببینم چی گم کرده :)
JOIN : @sebastiin🇮🇷
حالا خوبه صبح تا شب میخندم و مسخره بازی در میارم و وضعیت روحیم اینه، اگه میخواستم جدی بگیرم الان رو تخت تیمارستان بودم.
JOIN : @sebastiin🇮🇷
“همزمان با آرزوی اینکه کاش آخرین شب زندگیت باشه ساعتتو کوک میکنی برای فردا صبح.”
@sebastiin🇮🇷
اون اینجوری عروسی گرفته که تو و امثال تو نتونید برید
بعد تو بهش میگی برام هتل رزرو کن؟:))))
JOIN : @sebastiin🇮🇷
رفیقم زنگ زده میگه آیفن ۱۳ گذاشتم واسه فروش نمیخوای؟
نه فدات شم من همین آشغال سامسونگمو ۲لایه قاب زدم که چیزیش نشه
JOIN : @sebastiin🇮🇷