بچه که بودم یه بار بابام تو بارون یه خانوم و آقایی رو سوار میکنه که برسونیمشون
من عقب نشسته بودم. موقع پیاده شدن خانومش میزنه به شونه مامانم، النگوهای منو میده بهش میگه مراقب دخترتون باشید النگوهاش رو دراورده داده به ما=)))
فکر کرده بودم فقیرن ماشین ندارن النگوهامو داده بودم بهشون بفروشن ماشین بخرن=)))
@sebastiin
دیشب به بابام گفتم: ممنونم که سطح توقعت رو از من جوری تنظیم کردی که تحت فشار نباشم.
بابام با لبخند نگاهم کرد و گفت: عزیزم وقتی امیدی بهت ندارم چرا باید توقع داشته باشم؟
رفتم تو اتاقم و ساعت ۷ شب خوابیدم.
@sebastiin🇮🇷
من هر روز نیم ساعت میدوأم و اگه یه روز نتونم بدوأم، فرداش نیم ساعت اضافهتر میدوئم.
واقعاً تأثیر داشته این کار. انقدر که فردا قراره سه هفته بدوأم.
@sebastiin
گیر کردم حمام زنگ زدم اتش نشانی بیاد در باز کنه
اتش نشانی رسیده میگه در ورودی باز کنید بیام😂😂😂😂😂😂😂😂😂میگم من خودم تو حمام گیر کردم😂😂😂😂😂😂😂😂میگه چکار کنم چجوری بیام داخل؟
@sebastiin
بابام کنارم بود
تهرانم شلوغ و ترافیک
میدید که به بقیه راه میدم
نمیپیچم جلوشون
وایمیسم خط عوض کنن و ….
نگام کرد گفت: علی با اینکه اصلا بهت نمیاد اما خیلی باشعوری😐
@sebastiin
سرچهارراه گلفروش به همه ماشینا اصرار میکرد که نرگس بخرن، به من که رسید گفت خب این که هیچی و رفت سراغ ماشین بعدی. تاثیر این حرکتش ۲۰ جلسه تراپی نیاز داره.
@sebastiin