من از سیگار، از بوش، از کافهای که توش سیگار میکشن، از آدمای سیگاری، از کارخونه سیگار، از هر چی که مربوط به سیگاره متنفرم.
@sebastiin
کاش یه کلاسی برای یادگرفتن مهارتهای فنی عمومی مثل عیبیابی و تعمیر شیر آب و برقکاری و نجاری مقدماتی و این جور موارد عمومی که تو خونه پیش میاد وجود داشت. خیلی نیازشو احساس میکنم.
@sebastiin
اینجا (در هلند) دو تا صفت باعث میشه یکی توی کارش خیلی رشد کنه
شوآف و فرصتطلبی
در حالیکه توی ایران این کارها مذمومه و تربیت آدما اغلب اینجوریه که این دو تا رو انجام ندن
نتیجه میشه اینکه به عنوان یک ایرانی خیلی سخته خودت باشی و کارت پیش بره
@sebastiin
وقتی شما زحمت میکشی غذا درست میکنی برای مهمونات بعد سر سفره ازت تشکر میکنن چرا میگی ببخشید که بد شده؟ چرا آدما خودشون و میبرن زیر سوال؟ اینکه بگه نوش جانتون قشنگ تر نیست؟ خودتون و دیس نکنید عزیزانم
@sebastiin
در سال صدها نفر تو دنیا در اثر خفگی با ته صندلی میمیرن! خیلی از ماها واقعا برامون سخته که در برابر وسوسه جویدن ته صندلی مقاومت کنیم. بخاطر همین از سال ۱۹۹۱ شرکت صندلی سازی تصمیم گرفت رو ته صندلیهاش چندتا سوراخ ایجاد کنه تا اگه تو گلو گیر کرد راه تنفس بسته نشه
@sebastiin
میگه بیش از حد مستقل شدن، پاسخ به تروماست. یعنی مغز اینجوری تربیت میشه که تا جایی که میتونه از هیچکی کمک نگیره و خودش از پس همه چی بربیاد تا آسیب کمتری ببینه.
«غایبان در لحظههای سخت، باید تا ابد غایب بمانند.»
@sebastiin
توی یزد از یکی آدرس پرسیدم با لهجه خیلی زیبا آدرس داد، آخرش بهش گفتم: واقعا لهجه شما یزدی ها شیرین و قشنگه.
برگشت گفت: ببخشید ولی این لهجه یزدی نیست و من اصفهانی هستم.
بعد دوساعت که سرگردون بودم و به مقصد نرسیدم فهمیدم واقعا اصفهانی بوده.
@sebastiin