نمیدانستم . .
که این آخرین دیدار ست
نمیدانستم ، اگر میدانستم در آغوش میگرفتمت و میگفتم
تو قول داده بودی به مانند مادرم بی معرفت نباشی 💔
دنیا عجیبیه
همونی که صبح از ته دل میخندید . .
شبش از گریه و زاری از حال میره
چقد زود همه چی عوض میشه
فقط یه داغ نیازه تا همه چی وارونه شه 🖤🥀
چه بگویم . .
نگفته هم پیداست
این خانه دیگر هیچ رنگ و رویی ندارد
یک سوی خانه بی مادر خاموش شد
و با رفتن پدر خانه فرو ریخت 💔🥀
روز های عجیبی ست ..
حتی برای کسی که نامرد بی معرفت بود ، غم از دست دادن کسی را نمیتوانیم تصور کنیم . .
امیدوارم مرگ برای خونه همسایه بمونه و در خونه شما نیاد 🖤🥀