من يمَتلي صدري هموم وتراودني حيرة
يفرجها عليَّ حسين باللحظة الاخيرة
.
وقتی سینهام از غم و اندوه پر میشود و دچار حیرت و سرگردانی میشوم،حسین-ع در آخرین لحظه گره از کارم باز میکند.
هرچی بیشتر میگذره، بیشتر طرفدار زندگی خصوصی، دوستیهای محدود، و روابط کاریِ مفید و حرفهای میشم.