ؤ من پذیرفتۀام کۀ گاهي ممکن است ما براي آدمها فقط پناهگاهي باشیم تا زماني کۀ یك خانهي امن پیدا کنند ؤ برؤند*..
زماني فکر میکردم بدترین چیز در دنیا تنها ماندن است ؛
اما اینطؤر نیست ؛ بدترین چیز این است کۀ با آدم هایي باشي کۀ بۀ تؤ احساس تنهایي ميدهند*..
براي گذر از رنجها بۀ سۀ چیز نیاز داریم ؛
کتاب ، مؤسیقي ؤ فردئ کۀ مارا در هر شرایط دؤست داشتۀ باشد*..