eitaa logo
خاطرات‌ خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
300 دنبال‌کننده
596 عکس
76 ویدیو
0 فایل
_دیشب با ماه حرف میزدم؛ اون راجب خورشید گفت، من راجب تو +فرق منو تو این بود که تو با خورشید درمورد من حرف میزدی و من با ماه درمورد تو 🌻ৎ . ݁ 💛 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1r2ofaj&btn=مآرا:> کپی؟به‌هیچ‌عنوان!
مشاهده در ایتا
دانلود
فردا صبح (درواقع امروز) دوباره قراره اون ارشد های ادایی توی باشگاه رو ببینم
زندگی عالیه
امیدوارم هرچه سریع‌تر قابلیت واکنش نشون دادن برای پیام‌ها به ایتا اضافه شه اینجوری کمتر حس می‌کنم دارم برای در و دیوار حرف می‌زنم))
بچه ها ما شروعش می‌کنیم رو تمام کردم))
دوست دارم نظرم رو راجب این دو کتاب یعنی "ما تمامش می‌کنیم" و "ما شروعش می‌کنیم" بدم: ؟
(حس میکنم قراره گند بزنم:]✨)
خب..اول اینکه راجب فونت، جلد، صحافی، جنس کاغذ و.. اول از همه کتاب های نشر میلکان همیشه‌ی حس تمیزی و یا مِلو بودن بهم می‌ده🥲هیچوقت علتش رو پیدا نکردم، اما در کل بزرگی و کوچیکی فونت به اندازه بود. جنس ورقه های کاغذ رو دوست داشتم. طراحی جلد کتاب هم خیلی به دلم می‌نشست)). و مهم‌ترین بخش از نظر من توی این پیام ترجمه✨ ترجمه‌ی کتاب "ما تمامش می‌کنیم" خیلی خیلی خیلییی روون بود، من رو کاملا همراه داستان می‌کرد برای همینه "ما تمامش می‌کنیم" رو خیلی بیشتر از "ما شروعش می‌کنیم" دوست دارم✨🥺 چون ترجمه‌ی کتاب "ما شروعش می‌کنیم" اصلا روون نبود مثلا ی جمله‌ی ساده اونقدر کتابی نوشته شده که ادم اعصابش خورد می‌شه حتی بعضی از مکالمه ها اونقدر کتابی و رسمی نوشته شدن که نمی‌فهمی منظورش چیه و این خیلی من رو ناراحت کرد
کلا کتاب "ما شروعش می‌کنیم" نسبت به کتاب "ما تمامش می‌کنیم" خیلی خشک تر بود. من کتاب "ما تمامش می‌کنیم" رو با ترجمه‌ی خانم ساناز کریمی(قربونت برم ساناز جون🛐) خوندم و کتاب "ما شروعش می‌کنیم" رو با ترجمه‌ی اقای مهدی شمسایی(ناامیدم کردی مهدی) خوندم))
حالا راجب محتوای دو کتاب✨ یکی از نکته های مهم اینه که کالین هوور توی نوشتن اصلا زیاده روی نمی‌کنه تعداد شخصیت، مقدار توصیفی که از خونه یا شخص و.. می‌شد، روند کلی رمان و.. همه و همه کاملا به اندازه بود. مثلا نویسنده نمی‌اومد ده صفحه فقط خونه ی اطلس رو توصیف کنه، طوری اون ده صفحه رو قشنگ و دلچسب خلاصه می‌کنه که تا ابد به یادم می‌مونه و توی رمان شخصیتی رو نمی‌دیدی که بهش کم توجهی بشه هر شخصیت طبق اون جایگاهی که توی رمان داشت به اندازه ی خودش ازش صحبت می‌شد و من این رو خیلی دوست داشتم))
حالا راجب خودِ شخصیتا🍀 بچه ها من با اطلس زندگی کردم)) خیلی وقتا اعصابم از رایل خورد می‌شد ولی بنظرم رایل لیاقت این رو نداشت لیلی خیلی شخصیت قوی و محکمی داشت و من این رو خیلی دوست داشتم الیسا واقعا پرانرژی بود و هروقت صحبت می‌کرد با رفتاراش انرژی می‌گرفتم و ذوق می‌کردم مارشال خیلی عجیبه ولی حس ان‌چنانی بهش نداشتم ولی از اینکه انقد به مسائل اهمیت می‌داد، خوشم می‌اومد
بچه ها پیام بعدی اسپویل داره در جریان باشید❗️❗️
از اینجا ببعد اسپویله پس اگر داری کتاب رو میخونی یا فعلا نخوندی و نمی‌خوای اخرش رو بفهمی بقیه ی این پیام رو نخون❌ اول از همه بچه ها..رایل واقعا لیلی رو دوست داشت اما خیلی از جاها عشقش رو درست ابراز نمی‌کرد و گاهی وقتا هم اجازه نمی‌داد لیلی مسئله رو براش توضیح بده و بنظرم هم مشکل کنترل خشم واقعا چیزی بود که می‌شد حلش کرد با رفتن پیش ی روان‌شناس و یا تراپیست می‌شد مسئله رو حل کرد اما رایل اینکار رو انجام نداد و حتی بنظرم لیلی هم در این باره مقداری کم کاری کرد. و کاری که اخر رمان با رایل کردن..نمی‌گم اشتباه بود..اما درست هم نبود..اینکه مارشال که صمیمی ترین رفیقش بود و الیسا که خواهرش بود بهش پشت کنن واقعا ناراحتم کرد می‌تونستن خیلی بهتر مسئله رو باهم حل کنن.