هدایت شده از خاطرات خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
زندگیام را میسپارم دست اقای نجف
طالعم دست علی(ع) باشد، برایم بهتر است؛
𓄹 ࣪˖ ִֶָ𓂅 🖤𑁍ࠬ ⊹ ࣪˖
توی این شبهای عزیز اگه خوبی یا بدی ای از من دیدید حلال کنید دخترا))
تجمعِ امشب:>> بیعت با رهبر سوم انقلاب:]✨🇮🇷
#حیعلیالخیابان
#ثبتِخاطره
وسط جمعیت درحالی که داشتم عکس میگرفتم ی دختر کوچولوی ناز😭 چادرمو کشید گفت "میشه از من و دوستم عکس بگیری؟🥺" ازش عکس گرفتم و عکسشو نشونش دادم و ذوق توی چشماش کلیی حالمو خوب کرد))
تمام مسیر میاومد دنبالم و با لبخند گنده نگاهم میکرد و من تمام مدت دلم واسش ضعف میرفت😭🤏🏻✨
هدایت شده از رویای یک دیدار
+ آقا؟
- بله؟
+ شما بابای من را ندیدی؟
او یک رَدای سبز دارد، همیشه برای ما غذا میآورد و یک کوله روی پشتش است.
- اسمش چیست؟
+ نمیدانم، هربار پرسیدم، نگفت!
- چه کارش داری؟
+ میخواهم خبر خوشی به او بدهم، خبر کشتهشدنِ علی را.
- از این خبر خوشحال میشود؟
+ آری مطمئنم او از خوشحالیِ من، خوشحال میشود.
- مرگِ علی را جلوی او آرزو میکردی؟
+ آری، همیشه غذا که میآورد جلویش علی را نفرین میکردم، او هم دستهایش را بالا میبرد و میگفت: خدایا مرگ علی را برسان...