eitaa logo
خاطرات‌ خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
393 دنبال‌کننده
653 عکس
82 ویدیو
0 فایل
_دیشب با ماه حرف میزدم؛ اون راجب خورشید گفت، من راجب تو +فرق منو تو این بود که تو با خورشید درمورد من حرف میزدی و من با ماه درمورد تو 🌻ৎ . ݁ کپی؟به‌هیچ‌عنوان!
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطرات‌ خورشید و ماه𖧧ˑ ִֶ
...
وقتی این پیام‌هارو می‌خونم، یاد شب‌هایی می‌افتم که چقدر بهم سخت گذشت..از همه‌چیز و همه‌کس بریده بودم..حقیقتا دلم می‌خواد منِ یک ماه پیش رو محکم بغل کنم و بهش بگم مرسی که دووم اوردی و دوباره بلند شدی..
یادمه شب‌ها فقط گریه می‌کردم و روز‌ها گوشه اتاقم می‌نشستم و با چشمای خیس به کتاب‌هام خیره بودم..وقتی شب‌های محرم بیرون می‌رفتم، وسط مراسم قلبم تیر می‌کشید و یهو نفسم می‌گرفت، فشارم می‌افتاد و چشمام سیاهی می‌رفت.. روز‌های وحشتناکی بود.. فکر نمی‌کردم بتونم بلند شم و به جریان زندگی برگردم..ولی شد، خدا خواست که بشه..
الان هم کاملا خوبِ خوب نیستم، یهو وسط روز پوچی بزرگی سراغم میاد و دلم می‌خواد کل روز برم زیر پتو ولی به کتابام نگاه می‌کنم و با خودم می‌گم خدا خواست که این اتفاق برام بیوفته..تا بعدا چیز‌هایی که آرزوشو دارم رو داشته باشم، در این لحظه لبخند می‌زنم و بلند می‌شم و دوباره به جریان زندگی برمی‌گردم..
نمی‌دونم چرا یهو اینارو گفتم