قبلا چقدر اینجا حرف میزدم((
جدیدا هیچ حرفی ندارم و این کم حرف بودن اذیتم میکنه😭
فشار امتحانات جوری چهره ام رو داغون کرده که زلیخا هم اینجوری نشده بود
جوری که همه ناراحتن مدرسه داره تموم میشه و من خوشحال که دیگه اون محیط سمی رو نمیبینم✨
رفتن هم حرف عجیبی است..
شبیه اشتباه آمدن؛
گفت برمیگردم و رفت
و همه پل های پشت سرش را ویران کرد
همه میدانستند دیگر باز نمیگردد..
اما بازگشت بی هیچ پلی در راه؛
او مسیر مخفی یادها را میدانســت!
`✦ ˑ ִֶ 𓂃⊹✩°。⋆⸜ 📜✮
سید علی صالحیِ عزیز