و اما من
اگر اکنون زندهام به واسطهی همین امیدِ ناچیز است؛
شاید استکانِ چایی همان امیدِ من باشد.
هدایت شده از UN
یادمه از وقتی که بچه هم بودم ، همیشه به این فکرمیکردم که اونقدرام بد نیست ، شاید یکی بدترشو تجربه میکنه . شاید یکی کمترشو داره ، شاید یکی جای خواب نداره ، نون شام نداره ، شاید و شاید و شاید شاید .
الان به یه حدی رسیدم که برام مهم نیست که شاید یکی بدتر از منه ، مهم اینه که منم بدم .
مهم اینه که من لیاقت اینهمه بدی رو نداشتم اما دنیا اینطوری کار نمیکنه