دلم خونه قدیمی مامانبزرگم و میخواد،
با حیاطش،اون تلفن قدیمیش،اون گل یاس که کنار پله ها بود،اون دوچرخم که الان پاهامم توش جا نمیگیره همونی که هروقت حوصلم سر میرفت میرفتم حیاط باهاش بازی میکردم...
ولی..
الان من موندم با این همه خاطره از اون خونه ی قدیمی:)