🔵 باز خوانی یک نامه به رهبر عزیز انقلاب در سال 1388
نامه آیتالله محیالدین حائری شیرازی در ارتباط با وقایع پس از انتخابات 1388 به مقام معظم رهبری
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای مدظله العالی
سلام علیکم بما صبرتم
خطبه این هفته شما در تعقیب حضور ۸۵ درصدی مردم در جمعه گذشته با آن آزادی مطلق و بالاتر از آن، آگاهی بیسابقه نشان از عبور امت با امام خود از مرحلهای و کلاسی به کلاس بالاتر است. یادتان هست در روز قبول قطعنامه که با دعوت شما در دفتر شما حاضر شدیم و هر کس برای ثبت در تاریخ مطلبی گفت. عرض کردم این امتحان اطاعت امت از امامت در چهره حسنی است و بعد از پیروزی امت در هشت سال دفاع مقدس به عنوان اطاعت امت از امامت در چهره حسینی است.
قبل از آن در روز عزل بنیصدر در صحبت سه دقیقهای که مرحوم رجایی آن را بین هیات دولت توزیع کرده بود گفته شد،امت به تبعیت از امام در حال حرکت است، هر کس حرکت نکند جا میماند و امت وقتی به او نرسیده و میخواهد به او برسد او را روی دست بلند میکند و روی سر میگذارد وقتی به او رسید نگاهش از وی بر میگردد، وقتی از آن گذشت وی را پشت سر میاندازد و این امت در گذشته کسانی را روی سر گذاشته و بعد از عبور از آنها، آنها را زیر پا نهاده است، در آینده هم کسانی را روزی روی سر و زمانی زیر پا میگذارند و از بیوفایی امت نیست، نتیجه حرکت کردن امت و تعلق و وابستگی شخصیتهاست.
در روز شهادت شهید رجایی که با وی هفتگی کلاس داشتم گفتم عبور از هر مرحله مثل وضع حمل است و شیرازیهای ما این حالت درد کشیدن را که میبینند میگویند (خدا بدتری بدهد) خدایش رحمت کند، یکهای خورد اما خود را جمع کرد. نمیدانم چه چیزی به یادش آمده بود.
آهنی که باید از آن شمشیری ساخته شود زیر ضربات پتک مرتبا از آن ریزش میکند و از ماده آن کاسته میشود اما صورت به رسالت و غایت کامل خود نزدیک میشود با هر ریزیشی برندگی و با هر ضربهای صلابت آن بیشتر میشود و با هر سفری بین آب و آتش آبدیدهتر میشود. امام در عبور از قائممقام خود روز سختی را میگذارد که من با کسی عقد اخوت نبستم. محرمانه اشک ریخت اما دستش نلرزید. روز عبور امت از بستگان و دلبستگیهاست. آیتالله خزعلی عمل آیتالله گیلانی را تکرار میکند. مگر نه این است که به سمت آن موعود میرویم، پس باید از نهر طالوت بگذریم. فمن شرب منه فلیس منی و من لم یطعمه فانه منی. تعلق به خود و آبروی خود و بستگان نوعی شرب از نهر طالوت است. امام فرمود اگر احمد کاری کند که مستوجب حکم باشد اجرا میکنم و سر من ناراحت نمیشود. شما برای حفظ عزت خود کاری نکردی، یادتان هست قبل از رحلت امام به یک ماه کمتر و یا بیشتر به شما عرض کردم ریاستجمهوری تمام میشود شما بعد از آن چه خواهید کرد، گفتید حوزه میروم مگر این که امام نهیام کند. من بعد از ریاست جمهوری اگر امام به من بگوید مسوول عقیدتی سیاسی ژاندارمری یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان شوم تردید نمیکنم. شما رهبری را نخواستهاید رهبری شما را خواست. رسول خدا به عمویش فرمود: یا عم ان الاماره ان طلبتها وکلت الیها و ان طلبتک اعنت الیها.
از یاد نمیبرم روز رای گیری برای رهبر را که وقتی از شما نام برده شد ناراحتتر از همیشه بدون اجازه پشت تریبون رفتید و اعتراض کردید و شورای نگهبان به شما گفت چرا جلوی اجرای قانون را میگیرید و شما برگشتید و به جای خود نشستید. رهبری شما را طلب کرده است و شما اعانت خواهید شد. وعده خداوند حق است اگر قرار است قانون اجرا شود باید از بزرگان که قله اجتماع هستند آغاز شود. در کشاورزی مخزن آب را در مرتفعترین نقطه قرار میدهند. آب از پایین به بالا نمیرود. قانون هم از بالا به پایین حرکت طبیعی آن است. و امرت ان اکون اول المسلمین.
آنکه بیش از هزار و صد سال است به هر کس میگوید ایکم یاخذ جمره فی کفه فیترکها حتی یبرد. تا بالاخره امام جمره سلطنت پهلوی را گرفت تا سرد شد، جمره حکومت بعثی را گرفت تا سرد شد. جمره استکبار جهانی در چهره اسراییل را حزبالله گرفت تا بعد از سی و سه روز سرد شد. حماس هم گرفت تا بعد از بیست و دو روز سرد شد.
مساله ، مساله گرفتن آتش در دست است و این ایام آخرالزمان است که ایمان در دل نگه داشتن از آتش در دست نگه داشتن سختتر است. این همه شهدا سوختگیهای دست امت است که آتش استکبار را نگهداشته و تا کنون از نگهداشتن آن خم به ابرو نیاورده است. این آتش بالاخره سرد خواهد شد، همانطور که شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتش شاه به میان ما برگشت و آن منتظر با سرد شدن آتش استکبار است که زیارتش میکنیم.
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور …. کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
وین دل شوریده حالش به شود دل بد مکن …. وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر طرف چمن ……
چتر گل بر سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
🔸 پی نوشت : این نامه را با نامه 📩 آقای رفسنجانی در همان زمان به معظم له مقایسه کنید تا تفاوت کهکشانی بصیرت را مشاهده نمایید. این کجا آن کجا. مرحوم آیت الله حائری می فرموده اند : تا پایان نامه قلم متوقف نکردم.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 موضوع انشاء
دههی بصیرت : پیوند مردم و مسئولین
دههی بصیرت، نامی است که بر برگهای زرین تاریخ ما حک شده است؛ دههای که یادآور ایستادگی مردم و هوشیاری مسئولین در روزهای پرآشوب است. این دهه، قصهای از نور است که در تاریکی فتنهها به زندگی ما تابید و مسیر حق را آشکار ساخت.
آن روزها، نه فقط سیاست، که قلبها در آتش آزمونی بزرگ میسوخت. دشمنان، کمر به نابودی ایمان و برادر کشی و اتحاد این سرزمین بسته بودند. اما در همان لحظههایی که برخی چهرهها پشت نقابها پنهان شده بودند، مردمی برخاستند که صدای تاریخ شدند. مردمی که دست در دست هم، شانه به شانه ایستادند و از خون شهیدان، قداست خاک و عظمت پرچم دفاع کردند.
و مسئولین ، آنها که خود را از مردم جدا ندیدند، بلکه در دل همین جمعیت بودند. آنها فهمیدند که مسئولیت، نه یک منصب، بلکه امانتی الهی است که در سایهی بصیرت میتوان از آن پاسداری کرد. آری، این اتحاد جادویی بود؛ اتحادی که زخمها را درمان کرد و فتنهها را در نطفه خفه ساخت.
دههی بصیرت، دههی بیداری است؛ بیداری دلهایی که در برابر طوفان تردید، به ریسمان ایمان چنگ زدند. دههای که مردم، معنای واقعی ولایت را در پرتو شعاع ولایتفقیه یافتند و مسئولین، راه درست مدیریت را در خدمت به مردم شناختند. لکن بشرطی که این را ادامه دهند.
ای کاش این روزها را نه فقط به یاد، بلکه به عمل زنده نگه داریم. مردمی که با همدلی، فتنهها را خاموش کردند، امروز نیز میتوانند با بصیرت، چراغ راه آینده باشند. و مسئولینی که آن روزها خود را خادم ملت دیدند، امروز نیز باید به این رسالت وفادار بمانند. بی تفاوت نباشند. ارباب رجوع را تکریم نموده و حلال مشکلات باشند.
این دهه برای ما پیامی روشن دارد: تا زمانی که مردم و مسئولین با بصیرت و همدلی در کنار هم باشند، هیچ فتنهای یارای شکست این سرزمین را نخواهد داشت.
✅ بیایید در این دهه، دست در دست یکدیگر، نه فقط فتنهها، که شکافها و فاصلهها را از میان برداریم و در سایهی بصیرت، ایران را به اوجی برسانیم که شایستهی نام آن است.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 استاندار خراسان شمالی خجالت بکش
#اول_کلیپ☝️#بالا_بعد_متن
چاپلوسی، خاموشی شمع حقیقت است در ظلمت طمع. آنگاه که زبان از گفتن آنچه باید، فرو میماند و به مدحی میپردازد که سزاوار نیست، کرامت انسانی در سایه فریب و خودکمبینی به اسارت میرود.
مدح بیجا، نه نشانی از دوستی است و نه قدمی در مسیر رشد؛ بلکه آتشی است که صداقت را میسوزاند و خاکسترش را به باد منفعتطلبی میسپارد. فرد چاپلوس، خود را به قیمت مدح دیگران کوچک میکند و آنکه پذیرای این مدح بیپایه است، با هر کلمه از آن، از حقیقت فاصله میگیرد.
شاید در نگاه اول، تملق آسانترین راه برای پیمودن مسیر باشد، اما گامهای برداشته شده بر این پل از دروغ، به هیچ مقصد شایستهای نخواهد رسید. درختی که با آب فریب آبیاری شود، ثمری جز بیاعتمادی و فساد نخواهد داد.
وای بر آنکه شرافت خود را در پای تمجید بیهوده قربانی کند و وای بر آنکه گوش خود را به صدای حقیقت ببندد و دل به ستایشهای اغراقآمیز بسپارد. صداقت، گوهری است که باید در دلها و زبانها بدرخشد، نه آنکه در زیر نقاب چاپلوسی پنهان گردد.
چاپلوس و مدحپذیر، هر دو بازندهاند؛ یکی عزت خویش را از کف میدهد و دیگری راه اصلاح و پیشرفت را بر خود و جامعه میبندد. آیا شایسته نیست که صداقت و آزادگی را جایگزین این سایههای توخالی کنیم و به جای تملق، حقیقت را فریاد زنیم؟ آیا به قول خود رئیس جمهور تورم در دست دولت نیست!؟؟
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
30.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 ردی بر قرآن بسنده ها
🎤 موسی آقایاری
🆔 @Myidea
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 سفیانی از کدام نسل است؟
🎤 موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 مناظره : مکتب شهید سلیمانی؛ رهیافتی به آینده انقلاب اسلامی
مجری:
امشب مناظرهای داریم با عنوان مکتب شهید سلیمانی؛ رهیافتی به آینده انقلاب اسلامی. آقای موسی آقایاری بهعنوان موافق انقلاب اسلامی و خانم سحر شوکانی بهعنوان مخالف آن در این گفتوگو حضور دارند. از هر دو عزیز میخواهیم بحثی سازنده و محترمانه داشته باشند. آغاز میکنیم با آقای آقایاری ،
آقای آقایاری:
بسم الله الرحمن الرحیم
انقلاب اسلامی ایران، حرکتی بود که در عصر تاریک استبداد، ملت ایران را به استقلال، آزادی، و کرامت انسانی رساند. شهید حاج قاسم سلیمانی، نماد عینی این انقلاب و نماینده مکتبی بود که شعارش خدمت به مردم و مقاومت در برابر ظلم است. مکتب حاج قاسم نشان داد که چگونه میتوان عزت و امنیت ملی را حفظ کرد، آن هم در زمانی که قدرتهای بزرگ میکوشند ملتها را به زانو درآورند.
خانم شوکانی:
آقای آقایاری، شما از عزت و امنیت سخن میگویید، اما آیا این عزت، برای تمام مردم ایران حاصل شده است؟ واقعیت این است که انقلاب اسلامی نهتنها مشکلات داخلی را حل نکرده، بلکه با ماجراجوییهای منطقهای و سیاستهای پرهزینه، زندگی مردم را دشوارتر کرده است. حاج قاسم شاید برای شما قهرمان باشد، اما آیا نمیتوان گفت که این مکتب، ملت ایران را اسیر هزینههای سنگین سیاست خارجی کرده است؟
آقای آقایاری:
خانم شوکانی، هزینهها و فشارهایی که شما به آن اشاره میکنید، نتیجه تحریمهای ظالمانه و فشارهای دشمنان انقلاب است. مکتب شهید سلیمانی، مکتب دفاع از مظلوم است. اگر حاج قاسم و نیروهایش نبودند، داعش امروز در تهران و شهرهای دیگر ایران کشتار میکرد. آیا این دفاع از امنیت ملی جرم است؟ آیا مقابله با تروریسم به معنای ماجراجویی است؟
خانم شوکانی:
امنیت ملی باید در اولویت باشد، اما وقتی مردم درگیر مشکلات اقتصادیاند، نمیتوان این همه بودجه را صرف جنگهای منطقهای کرد. شما از داعش صحبت میکنید، اما مردم ایران از بیکاری، تورم، و فساد داخلی رنج میبرند. آیا انقلاب نتوانسته این مسائل را حل کند؟
آقای آقایاری:
شهید سلیمانی تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او معمار صلح در منطقه بود. وقتی آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش کردند خاورمیانه را به آتش بکشند، حاج قاسم با هوش استراتژیک خود، نقشههایشان را ناکام گذاشت. او نهتنها از ایران، بلکه از ملتهای مظلوم سوریه، عراق و یمن نیز دفاع کرد. شما این را ماجراجویی مینامید، اما آیا دفاع از خانه خود، ماجراجویی است؟
خانم شوکانی:
آقای آقایاری، دفاع از مظلوم ستودنی است، اما به چه قیمتی؟ فرزندان طبقه ضعیف در این جنگها جان میدهند، در حالی که فرزندان مسئولان در اروپا و آمریکا مشغول تحصیل و تفریحاند. این چه عدالتی است؟ آیا مکتب شهید سلیمانی توانسته این تضادها را حل کند؟
آقای آقایاری:
این مغلطه است، خانم شوکانی ، مکتب حاج قاسم، مکتب مردمداری و ایثار است. او خود در میدان نبرد بود و نه پشت میزهای لوکس. اگر فرزندان برخی مسئولان به راه دیگری رفتهاند، تقصیر حاج قاسم نیست. او نماینده انقلاب واقعی بود، نه اشرافیت برخی مدعیان انقلاب.
خانم شوکانی:
آقای آقایاری، شما از آیندهای روشن صحبت میکنید، اما واقعیت این است که مردم از فساد، ناکارآمدی، و بیعدالتی خسته شدهاند. آینده انقلاب، بدون اصلاحات اساسی ممکن نیست. اگر مکتب شهید سلیمانی میخواهد الهامبخش باشد، باید ابتدا در داخل کشور عدالت را پیاده کند.
آقای آقایاری:
اصلاحات لازم است، اما نه به قیمت تسلیم در برابر دشمن. شهید سلیمانی به ما یاد داد که مقاومت تنها راه حفظ عزت است. او با خون خود، امنیت این ملت را خرید. اگر مشکلی در مدیریت کشور وجود دارد، باید آن را حل کنیم، اما این هرگز به معنای زیر سؤال بردن اصل انقلاب یا مکتب شهید سلیمانی نیست.
آقای آقایاری:
خانم شوکانی، انقلاب اسلامی، یک پروژه انسانی و الهی است که مکتب حاج قاسم آن را به اوج رساند. این انقلاب، همچنان الگوی ملتهای مظلوم است و آینده روشنی دارد. مشکلات داخلی را باید با همت ملی و اصلاحگری حل کنیم، نه با تخریب دستاوردهای انقلاب.
خانم شوکانی:
آقای آقایاری، منکر خدمات شهید سلیمانی نیستم، اما مکتب او زمانی موفق خواهد بود که عدالت اجتماعی، رفاه اقتصادی، و شفافیت سیاسی در ایران محقق شود. اگر این انقلاب میخواهد پایدار بماند، باید صدای مردم را بشنود و مطالباتشان را پاسخ دهد.
مجری:
سپاس از هر دو مهمان محترم. این مناظره، به ما نشان داد که موضوع انقلاب اسلامی و مکتب شهید سلیمانی، هم ظرفیت تحسین دارد و هم نیازمند نقد و بررسی است. قضاوت نهایی با مردم خواهد بود.
✍ تنظیم متن مناظره : یاسر قربانی
🆔 @Myidea
🔵 دشمنان در کمیناند:
با هوشیاری در برابر شگرد خطرناک تشجیع مخالف و ارعاب موافق بایستیم
مردم عزیز ایران، سرباز کوچک شما به امید این که سرباز باشد نه سربار، این کلمات را تقدیم میکند. به یاد سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی، مردی که همواره در جبهههای نبرد با عزمی راسخ ایستاد، این لحظات را با شما به اشتراک میگذارم.
دشمنان این مرز و بوم با ترفندی مکارانه در تلاشند تا از راه تشجیع مخالف و ارعاب موافق، صفوف ما را سست کنند. آنها به دنبال ایجاد تزلزل در اراده و ایمان ما هستند و در این مسیر از هیچ ابزاری برای تحقق اهداف شوم خود فروگذار نمیکنند. اما ما باید هوشیار باشیم و نگذاریم که این نقشهها به نتیجه برسد.
🔸 دشمنان در سیاست با بزرگنمایی صدای مخالفان و ترغیب آنها به شورش، سعی دارند جبههمان را تضعیف کنند. در همین حال، فعالان انقلابی و حامیان نظام را با تهدید و فشار روانی به سکوت وادار میکنند. در عرصه فرهنگ نیز، آنها به ترویج مفاهیم غربی پرداخته و تلاش میکنند فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی را به حاشیه برانند. همزمان با این اقدامات، هنرمندان و تولیدکنندگان محتوای انقلابی را با برچسبهای مختلف میرانند.
🔹 در دانشگاهها و فضای علمی ، دشمنان با تشویق و حمایت از افرادی که علیه ارزشهای اسلامی و فرهنگی کشور فعالیت میکنند، سعی در تخریب بنمایههای علمی و معرفتی کشور دارند، در حالی که اساتید و دانشجویان وفادار به انقلاب را از مسیر علم و تحقیق بازمیدارند.
🔸 در زمینه اقتصاد ، آنان که در جهت بیثباتی اقتصاد ملی حرکت میکنند، حمایت میشوند، در حالی که کارآفرینان و تولیدکنندگانی که در مسیر خودکفایی و رشد اقتصادی کشور گام برمیدارند، تحت فشار و تهدید قرار میگیرند.
🔹 رسانههای دشمن هم که در صفوف معاند با انقلاب قرار دارند، از هیچ تلاشی برای تقویت جریانهای مخالف نظام دریغ نمیکنند و آنها را قهرمان جلوه میدهند. اما صدای ما، که در جهت حمایت از حقیقت و مقاومت است، با سانسور و تحریف مواجه میشود.
ما باید با همه وجود درک کنیم که این شگردها بخشی از نقشه دشمن برای به چالش کشیدن همبستگی و مقاومت ماست. اما ما، با ایمان راسخ و وحدت کلمه، هیچگاه اجازه نخواهیم داد که ارعاب و تهدید به سکوت و تزلزل ما منجر شود. ما وظیفه داریم که از ارزشهایمان دفاع کنیم و نگذاریم که کسانی که به حق و صداقت باور دارند، در گوشهای محبوس شوند.
✅ این راه، راه شهامت است. راهی که در آن به جایی نمیرسیم جز پیشرفت و پیروزی، زیرا ما در کنار هم و با ایمان به خدا، هیچگاه تسلیم نخواهیم شد.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 شهید حاج قاسم ؛ فرماندهای که در دلها ماندگار شد
شهید حاج قاسم سلیمانی، مردی که همه زندگیاش را فدای هدفی بزرگ کرد. او در همه لحظاتش اخلاص را سرلوحه قرار داد؛ نه برای خود، بلکه برای رضای خدا. در دل میدانهای نبرد، هنگامی که فرماندهان و سربازان به دنبال مدالهای افتخار بودند، او تنها به دنبال یک چیز بود: رضا و نگاه خدا. با تمام وجود، از رهبری ولایتپذیر بود، چون در قلبش تنها یک اسم حک شده بود: ولی فقیه. او زندگیاش را وقف مردم کرد، حتی زمانی که در اوج قدرت قرار داشت، در کنار مردم بود، در کنار مستضعفان، در کنار کسانی که دلشان به امید دستهای پرمهر او گرم میشد.
شهید سلیمانی شجاعت را با تدبیر در هم آمیخت. در دل جنگها و در کنار مرزهای خطر، همیشه به آرامی و با ایمان پیش میرفت. او همیشه میدانست که هر گامی که بردارد، زیر سایه توکل به خداست. او ایمان داشت که شهادت نه پایان، که نقطهای از سفر ابدی است. حتی زمانی که دشمنان میخواستند با خون او پیروزی به دست آورند، او لبخند میزد، زیرا میدانست که شهادت در راه خدا، سرانجام واقعی است. در دل شبها، او تنها با خدا راز و نیاز میکرد و هیچگاه به دنبال شهرت یا قدرت نبود. فقط یک آرزو داشت: سرانجام، در راهی که سالها در آن قدم گذاشت، شهادت نصیبش شود.
با وجود تمام عظمتش، هیچگاه از صفوف مردم جدا نشد. همیشه در میان آنان بود، در کنار آنان، با دردهایشان و لحظات شیرین و تلخ زندگیشان. او مردی بود که در هر حرکتش، در هر کلمهای که به زبان میآورد، محبت و صداقت موج میزد. او به دنبال این بود که نه تنها دنیای خود را آباد کند، بلکه برای همه بشریت راهی به سوی رستگاری بگشاید.
در روزهایی که نگاهها به آینده میخندیدند و زمینها پر از فتنهها و خونریزیها بودند، شهید سلیمانی مانند ستارهای در دل شب میدرخشید. هرگز از دشمن نترسید و همیشه با لبخندی بر لب، پیروز میدانهای جنگ بود. اما او هیچگاه پیروزیهایش را برای خود نمیخواست. او به همه یاد داد که در میدانهای سخت زندگی، تنها چیزی که ماندگار است، عشق به خدا، به مردم و به آرمانهای بلند است.
✅ و حالا، هر بار که به یاد شهید سلیمانی میافتیم، در دلمان احساس میکنیم که هیچچیز مانند او نمیتواند یادگار این دنیای خاکی باشد. او نه تنها یک فرمانده، بلکه یک الگوی بیبدیل برای تمام انسانها بود. بارالها مکتب او را زنده بدار
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 ترک وظیفه روحانیون ؛ خیانتی به دین، جامعه و امانت الهی
در میان روحانیون، ترک وظیفه، زخمی عمیق بر پیکر دین و جامعه است. هنگامی که مسئولیت سنگین هدایت فکری و معنوی را بر دوش میگیرند، غفلت و کوتاهیشان چون خیانتی به امانتی الهی است. اگر روحانی در میان جماعتی حاضر شود و تنها به اقامه نماز بسنده کند، اما نوجوانانی را که در طوفان شبهات غرق میشوند، بیپاسخ بگذارد، چه بر سر ایمان آن جوانان خواهد آمد؟ این ترک وظیفه نیست، بلکه از دست دادن فرصتی الهی است.
چگونه میتوان پذیرفت که در منبر حسینی، از عمق پیام عاشورا سخنی به میان نیاید و چراغ روشنگری خاموش بماند؟ مردمی که به حقایق دین نیاز دارند، از منبرهای خالی از معنا جز بیاعتمادی چه خواهند آموخت؟
وقتی زمینهای کشاورزی بهناحق تصاحب میشود و روحانی محل، از ترس یا مصلحتاندیشی لب فرو میبندد، این سکوت او داغی بر پیشانی عدالت است. کجاست آن صدای رسایی که در برابر ظلم، فریاد کلّا وربّ الکعبه را بلند کند؟
مشکلات اجتماعی چون اعتیاد، طلاق، و بیسامانی خانوادهها هر روز بیشتر میشود، اما اگر روحانی بهجای میدانداری، خود را مشغول امور جزئی کند، آیا دین پاسخگوی دردهای مردم خواهد بود؟ دردی که از بیتفاوتی او آغاز میشود، به بیاعتقادی مردم میانجامد.
و بدتر از همه، وقتی الگوی مردم در رفتار و کردار، از مسیر دین فاصله گیرد، این انحراف نهتنها روحانیت، بلکه دین را در نگاه مردم خدشهدار میکند. آیا روحانیای که در تجملگرایی غرق است، میتواند سادهزیستی را تبلیغ کند؟ این تناقض، خنجری است که از درون اعتماد جامعه را میدَرَد.
میدانهای تبلیغ و فرصتهای سخنرانی، همان سنگرهایی هستند که اگر با سخنان کممایه و بیاثر پر شوند، بهجای تقویت ایمان، دیوار بیاعتمادی را بلندتر خواهند کرد. و اگر روحانی دست نیاز فقیران را نبیند و صدای مستضعفان را نشنود، آنان چه انتظاری از دین خواهند داشت؟
حتی خطرناکتر از همه، آنجاست که فرقههای انحرافی، آزادانه رشد کنند و روحانیون در خواب غفلت به سر برند. آیا این سکوت، مسئولیتی سنگینتر بر دوش آنان نمیگذارد؟
ترک وظیفه در قشر روحانیون، گناهی نابخشودنی است که عواقبش فراتر از یک فرد، جامعه را به چالش میکشد. هر روحانی باید بداند که کوتاهی او در هر عرصهای، چراغی از ایمان را خاموش و دلهایی را به وادی شک و ناامیدی هدایت میکند. این مسئولیت، امانتی از سوی خداوند است که خیانت در آن، خیانت به خودِ دین است.
🛑 روحانیت امروز باید با درک عمیق از اولویتهای جامعه، نسخهای جامع برای سیاست، اخلاق و زندگی اجتماعی مردم ارائه دهد. مبادا همچنان درگیر بحثهای جزئی مانند طهارت و نجاست بماند، درحالیکه جامعه در طوفان مسائل بزرگتری چون عدالت اجتماعی، بحران اقتصادی و تهاجم فرهنگی غرق است. بهعنوان مثال، وقتی مردم از تبعیضهای اقتصادی رنج میبرند، انتظار میرود روحانیون بهجای پرداختن صرف به اختلافات در احکام جزئی، در میدان عدالتطلبی حاضر شوند. اگر جوانان در دام شبهات فکری و اعتقادی اسیرند، روحانی نباید منبر را به موضوعات غیرضروری محدود کند، بلکه باید همچون چراغی روشنگر، مسیر هدایت را برای آنان روشن سازد. هر غفلت در این حوزهها، بیاعتمادی مردم به دین را به همراه دارد؛ مبادا فرصتها از دست برود.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 بی تفاوتی ؛ مهلک تر از ظلم ، مرگ بارتر از سکوت
بیتفاوتها در هر گوشه از جامعه پیدا میشوند؛ آنها که چشم خود را به روی دردهای دیگران میبندند و از کنار پیشرفتها و شکستهای دیگران بیاعتنا میگذرند. این افراد به جای آنکه در برابر مشکلات و نارساییها واکنشی نشان دهند، خود را در دنیای کوچکی که ساختهاند، پنهان میکنند. بیتفاوتها هیچگاه نمیپرسند چرا؟ و هیچگاه خود را در درون دردهای جمعی نمیبینند. آنها از مسئولیت اجتماعی فرار میکنند و به تماشاگرانی تبدیل میشوند که در رویدادهای بزرگ هیچ اثری از آنها نیست. بیتفاوتی، شاید در ابتدا بیخطر و ساکت به نظر برسد، اما در واقع این سکوت میتواند همچون سم در بدن اجتماع پخش شود و نهتنها مشکلات را عمیقتر کند، بلکه روند تغییرات مثبت جامعه را به تأخیر اندازد.
در تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی ، مثالهای زیادی از بیتفاوتی وجود دارد که نشاندهنده خطرات و پیامدهای این بیعملی است. یکی از برجستهترین این مثالها، حادثه کربلا است. بسیاری از کسانی که در آن زمان در کربلا حضور داشتند، از نزدیک شاهد ظلم و ستم به امام حسین (ع) و یاران او بودند، اما به جای اقدام و ایستادن در برابر ظلم، یا در بیتفاوتی سکوت کردند یا از ترس جان خود، از دور تماشا کردند. در این میان، کسانی مانند حر بن یزید ریاحی که ابتدا در صف دشمن قرار داشت، در لحظهای از خواب غفلت بیدار شد و در برابر ظلم ایستاد و به شهادت رسید، اما بسیاری دیگر، همچنان در سکوت باقی ماندند.
در انقلاب اسلامی ایران نیز نمونههای مشابهی وجود دارد. در دوران شاهنشاهی، برخی از افراد و گروهها به جای آنکه در برابر ظلم و فساد حکومت شاه ایستاده و به حمایت از انقلاب بپردازند، در سایه بیتفاوتی، تنها نظارهگر وضعیت بحرانی جامعه بودند. حتی وقتی که مردم در خیابانها برای آزادی و عدالت در حوالی سال 57 فریاد میزدند، برخی از افراد در خانههایشان پنهان شدند و هیچ واکنشی نشان ندادند. اما زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و آزادی و استقلال به دست آمد، آنها از جملاتی همچون ما هم در این انقلاب شریکیم استفاده کردند، بیآنکه هیچ نقشی در شکلدهی به آن ایفا کرده باشند.
✅ این مثالها نشان میدهد که بیتفاوتی نهتنها به فرد، بلکه به جامعه انسانی آسیب میزند و در مواقع حساس، میتواند روند تغییرات بزرگ و تاریخساز را به تأخیر بیندازد.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea