🔵 ترک وظیفه روحانیون ؛ خیانتی به دین، جامعه و امانت الهی
در میان روحانیون، ترک وظیفه، زخمی عمیق بر پیکر دین و جامعه است. هنگامی که مسئولیت سنگین هدایت فکری و معنوی را بر دوش میگیرند، غفلت و کوتاهیشان چون خیانتی به امانتی الهی است. اگر روحانی در میان جماعتی حاضر شود و تنها به اقامه نماز بسنده کند، اما نوجوانانی را که در طوفان شبهات غرق میشوند، بیپاسخ بگذارد، چه بر سر ایمان آن جوانان خواهد آمد؟ این ترک وظیفه نیست، بلکه از دست دادن فرصتی الهی است.
چگونه میتوان پذیرفت که در منبر حسینی، از عمق پیام عاشورا سخنی به میان نیاید و چراغ روشنگری خاموش بماند؟ مردمی که به حقایق دین نیاز دارند، از منبرهای خالی از معنا جز بیاعتمادی چه خواهند آموخت؟
وقتی زمینهای کشاورزی بهناحق تصاحب میشود و روحانی محل، از ترس یا مصلحتاندیشی لب فرو میبندد، این سکوت او داغی بر پیشانی عدالت است. کجاست آن صدای رسایی که در برابر ظلم، فریاد کلّا وربّ الکعبه را بلند کند؟
مشکلات اجتماعی چون اعتیاد، طلاق، و بیسامانی خانوادهها هر روز بیشتر میشود، اما اگر روحانی بهجای میدانداری، خود را مشغول امور جزئی کند، آیا دین پاسخگوی دردهای مردم خواهد بود؟ دردی که از بیتفاوتی او آغاز میشود، به بیاعتقادی مردم میانجامد.
و بدتر از همه، وقتی الگوی مردم در رفتار و کردار، از مسیر دین فاصله گیرد، این انحراف نهتنها روحانیت، بلکه دین را در نگاه مردم خدشهدار میکند. آیا روحانیای که در تجملگرایی غرق است، میتواند سادهزیستی را تبلیغ کند؟ این تناقض، خنجری است که از درون اعتماد جامعه را میدَرَد.
میدانهای تبلیغ و فرصتهای سخنرانی، همان سنگرهایی هستند که اگر با سخنان کممایه و بیاثر پر شوند، بهجای تقویت ایمان، دیوار بیاعتمادی را بلندتر خواهند کرد. و اگر روحانی دست نیاز فقیران را نبیند و صدای مستضعفان را نشنود، آنان چه انتظاری از دین خواهند داشت؟
حتی خطرناکتر از همه، آنجاست که فرقههای انحرافی، آزادانه رشد کنند و روحانیون در خواب غفلت به سر برند. آیا این سکوت، مسئولیتی سنگینتر بر دوش آنان نمیگذارد؟
ترک وظیفه در قشر روحانیون، گناهی نابخشودنی است که عواقبش فراتر از یک فرد، جامعه را به چالش میکشد. هر روحانی باید بداند که کوتاهی او در هر عرصهای، چراغی از ایمان را خاموش و دلهایی را به وادی شک و ناامیدی هدایت میکند. این مسئولیت، امانتی از سوی خداوند است که خیانت در آن، خیانت به خودِ دین است.
🛑 روحانیت امروز باید با درک عمیق از اولویتهای جامعه، نسخهای جامع برای سیاست، اخلاق و زندگی اجتماعی مردم ارائه دهد. مبادا همچنان درگیر بحثهای جزئی مانند طهارت و نجاست بماند، درحالیکه جامعه در طوفان مسائل بزرگتری چون عدالت اجتماعی، بحران اقتصادی و تهاجم فرهنگی غرق است. بهعنوان مثال، وقتی مردم از تبعیضهای اقتصادی رنج میبرند، انتظار میرود روحانیون بهجای پرداختن صرف به اختلافات در احکام جزئی، در میدان عدالتطلبی حاضر شوند. اگر جوانان در دام شبهات فکری و اعتقادی اسیرند، روحانی نباید منبر را به موضوعات غیرضروری محدود کند، بلکه باید همچون چراغی روشنگر، مسیر هدایت را برای آنان روشن سازد. هر غفلت در این حوزهها، بیاعتمادی مردم به دین را به همراه دارد؛ مبادا فرصتها از دست برود.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 بی تفاوتی ؛ مهلک تر از ظلم ، مرگ بارتر از سکوت
بیتفاوتها در هر گوشه از جامعه پیدا میشوند؛ آنها که چشم خود را به روی دردهای دیگران میبندند و از کنار پیشرفتها و شکستهای دیگران بیاعتنا میگذرند. این افراد به جای آنکه در برابر مشکلات و نارساییها واکنشی نشان دهند، خود را در دنیای کوچکی که ساختهاند، پنهان میکنند. بیتفاوتها هیچگاه نمیپرسند چرا؟ و هیچگاه خود را در درون دردهای جمعی نمیبینند. آنها از مسئولیت اجتماعی فرار میکنند و به تماشاگرانی تبدیل میشوند که در رویدادهای بزرگ هیچ اثری از آنها نیست. بیتفاوتی، شاید در ابتدا بیخطر و ساکت به نظر برسد، اما در واقع این سکوت میتواند همچون سم در بدن اجتماع پخش شود و نهتنها مشکلات را عمیقتر کند، بلکه روند تغییرات مثبت جامعه را به تأخیر اندازد.
در تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی ، مثالهای زیادی از بیتفاوتی وجود دارد که نشاندهنده خطرات و پیامدهای این بیعملی است. یکی از برجستهترین این مثالها، حادثه کربلا است. بسیاری از کسانی که در آن زمان در کربلا حضور داشتند، از نزدیک شاهد ظلم و ستم به امام حسین (ع) و یاران او بودند، اما به جای اقدام و ایستادن در برابر ظلم، یا در بیتفاوتی سکوت کردند یا از ترس جان خود، از دور تماشا کردند. در این میان، کسانی مانند حر بن یزید ریاحی که ابتدا در صف دشمن قرار داشت، در لحظهای از خواب غفلت بیدار شد و در برابر ظلم ایستاد و به شهادت رسید، اما بسیاری دیگر، همچنان در سکوت باقی ماندند.
در انقلاب اسلامی ایران نیز نمونههای مشابهی وجود دارد. در دوران شاهنشاهی، برخی از افراد و گروهها به جای آنکه در برابر ظلم و فساد حکومت شاه ایستاده و به حمایت از انقلاب بپردازند، در سایه بیتفاوتی، تنها نظارهگر وضعیت بحرانی جامعه بودند. حتی وقتی که مردم در خیابانها برای آزادی و عدالت در حوالی سال 57 فریاد میزدند، برخی از افراد در خانههایشان پنهان شدند و هیچ واکنشی نشان ندادند. اما زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و آزادی و استقلال به دست آمد، آنها از جملاتی همچون ما هم در این انقلاب شریکیم استفاده کردند، بیآنکه هیچ نقشی در شکلدهی به آن ایفا کرده باشند.
✅ این مثالها نشان میدهد که بیتفاوتی نهتنها به فرد، بلکه به جامعه انسانی آسیب میزند و در مواقع حساس، میتواند روند تغییرات بزرگ و تاریخساز را به تأخیر بیندازد.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 باز مظلومیت روحانیت اثبات شد ، زن هتاک فرودگاه مهر آباد
در فرودگاه مهرآباد، حادثهای تلخ رخ داد که پرده از حقیقتی بزرگ برداشت. زنی که بهدلیل مشاجره با همسرش از کنترل خارج شده بود، خشم خود را نابهجا متوجه یک روحانی مسن و باوقار کرد. او با بیحرمتی عمامه از سر این مرد وارسته برداشت و با رفتاری زشت و غیرقابلقبول، دست به هتک حرمت زد. این رفتار ناشایست، زخمی بر پیکر اخلاق و احترام گذاشت، اما حقیقت چیزی بود که نمیتوانست پنهان بماند.
رسانههای معاند، طبق معمول، تلاش کردند این ماجرا را تحریف کرده و از آن ابزاری برای حمله به جایگاه روحانیت بسازند. اما فیلمهای دوربین مداربسته که تمام جزئیات حادثه را ثبت کرده بودند، حقیقت را آشکار کردند. این فیلمها نشان دادند که رفتار آن زن از سر بیعدالتی و خشم بیدلیل بوده و هیچ نسبتی با حقیقت ندارد. نقشه رسانههای مغرض، این بار هم بر باد رفت و دروغهایشان در برابر چشمان مردم برملا شد.
این اتفاق بار دیگر یادآور جایگاه ویژه روحانیت در جامعه بود؛ جایگاهی که همواره هدف حملات ناجوانمردانه قرار گرفته است. هتک حرمت یک روحانی، تنها توهین به یک فرد نیست، بلکه بیاحترامی به نهادی است که ریشه در فرهنگ، ایمان و تاریخ این ملت دارد. چنین حوادثی فرصتی است تا مردم با آگاهی بیشتر، از قضاوتهای عجولانه بپرهیزند و حقیقت را با دقت جستوجو کنند.
✅ آنچه باقی میماند، ضرورت برخورد قاطع مسئولین با این رفتارهای ناپسند و نیز تلاش برای گسترش فرهنگ احترام به ارزشها و نمادهای دینی است. گرچه این حادثه تلخ بود، اما بار دیگر بزرگواری و کرامت روحانیت را نشان داد که با صبر و متانت، در برابر توهینها ایستاده و حرمت جایگاه خویش را حفظ میکنند.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 این بار عمامه افتاد ، اما شأن و کرامت ایستاد
وقتی متانت، بردباری و تدبیر روحانی فرودگاه مهرآباد را مشاهده کردم که در برابر هتاکی زن وقیحی که بیشرمانه عمامهاش را برداشت و به او حمله کرد، بدون هیچ واکنش افراطی، آرامش خود را حفظ کرد، بیاختیار به یاد علمای بزرگی افتادم که در تاریخ معاصر ایران با ایستادگی و مقاومت خود نه تنها چراغ هدایت دین را روشن نگه داشتند بلکه در آزادسازی کشور از یوغ استعمار نقش پررنگی ایفا کردند. بزرگان بزرگی همچون شیخ فضلالله نوری که در دفاع از اسلام جان خود را فدای اعتقاداتش کرد، آیتالله مدرس که در برابر استبداد رضاخان شجاعانه ایستاد، امام خمینی(ره) که انقلاب اسلامی را بنیانگذاری کرد و شهید آیتالله بهشتی که با مظلومیت خود نماد صبر و تدبیر در برابر فتنهها شد.
اما این واقعه همچنین تلخیهایی را نیز به یاد میآورد؛ چرا که در میان جامعه روحانیت، افرادی مانند حسن روحانی و برخی دیگر بودهاند که به جای تقویت ارزشهای دینی و ملی، با تصمیمات و اقدامات خود ضرباتی به اسلام، انقلاب و اعتماد مردم وارد کردهاند. مصادیقی چون میرزای آقاسی که با بیتدبیری خود دوران قاجار را به نابودی کشاند، برخی از روحانینماهای زمان مشروطه که تحت تأثیر بیگانگان مسیر ملت را منحرف کردند و یا برخی از روحانیون فرقه شیرازی که با اقدامات بیتدبیر خود، به تبلیغ شیعه انگلیسی پرداختهاند، همگی نشان میدهند که مسئولیت روحانیت در قبال جامعه بسیار خطیر و حساس است و حتی کوچکترین خطای آنان میتواند ضربات سنگینی بر پیکره اجتماع اسلامی وارد کند.
✅ این تضاد یادآور وظیفه بزرگ و تاریخی روحانیت است: ایستادگی بر حق، هدایت جامعه و تقویت ارزشهای دینی. همانطور که بزرگان دین در طول تاریخ با تحمل سختیها، ظلمها و حتی شهادت، راه هدایت و حقیقت را روشن نگه داشتند، امروز نیز نیازمند همان صبر، هوشمندی و روشنگری در برابر فتنهها هستیم.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 روحانی مهرآباد : سنگر ایمان در برابر فتنهها
#روحانی_فرودگاه_مهرآباد ، همچون شمشیری از جنس معرفت و مهربانی در مقابل هجمههای دشمنان ایستاد. با رفتاری سرشار از صبر و تواضع، مؤمنانه و انسانی را از خود نشان داد، با هر نگاهش ، تمام نقشههای شوم و نیات پلید دشمنان همانند پروژه #مهسا_امینی را بیاثر ساخت. او در دل هر مسافر، نه فقط حس امنیت، بلکه آرامش و اطمینان و اخلاق اسلامی کاشت، با رفتار حکیمانهاش، در جایی که فتنهها و ناآرامیها در کمیناند، سنگر ایمان و صداقت را ساخت.
برخوردی که از عمق دل و از اعتقاد راسخ او به اسلام و محبت به بندگان خدا میجوشد، همچون شعلهای است که در تاریکی، همه مکر و دسیسههای دشمنان را در هم شکست و نور حقیقت را در دلها افروخت.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
طلوع فکر و اندیشه
🔵 مقایسه محصول زن ، زندگی ، آزادی با تربیت یافته مکتب اسلام
زن هتاک مکشفه فرودگاه مهر آباد ، محصول پروژه کثیف زن، زندگی، آزادی است؛ طرحی که با ظاهر فریبنده و شعارهای جذاب، هدفی جز ویرانی بنیانهای اخلاقی و اجتماعی نداشت. روحانی با وقار ، اما بازتابی از تربیت و هویت ساخته شده در مکتب دین مبین اسلام است؛ جایی که زن به عنوان موجودی عزیز و محترم، نه به وسیله تظاهر به آزادیهای کاذب، بلکه با حفظ ارزشهای درونی و بیرونیاش، به اوج عزت و کرامت میرسد.
در این روزها، جریان فرودگاه مهرآباد، ما را در مقابل دو گفتمان متضاد قرار داد. یکی از آنها نماینده همان تفکر پوچ و غلطی است که در پروژه زن، زندگی، آزادی تبلیغ میشد، و دیگری نماینده حقیقتی است که در مکتب اسلام به زن جایگاهی والا و مقدس میدهد. در این واقعه، ما شاهد حمله یک زن هتاک به یک روحانی با اخلاق و صبور بودیم، که خود نماینده دو مسیر متفاوت در جامعه ما است.
آهای دخترخانمهایی که در سال 1401 تحت تأثیر تبلیغات سوء پروژه فریبنده زن، زندگی، آزادی قرار گرفته بودید، به یاد دارید که چه فریادهایی از سر آزادی و مدرن بودن سر میدادید؟ به یاد دارید که چطور با برداشتن روسری، خود را نماد پیشرفت و طرفداران حجاب را عقبافتاده میخواندید؟ امروز نگاهی به آنچه در فرودگاه مهرآباد به وقوع پیوست، بیاندازید. همان زنانی که فریب این تبلیغات را خوردند، امروز در کمال ناباوری میبینند که یکی از محصولات همین پروژه به خودی خود در میان درد و ندامت قرار گرفته است.
اولاً، همان زن از شوهرش سیلی میخورد. تصویری که واقعیتهای تلخ این مسیر را نمایان میسازد؛ آزادی دروغینی که به جای کرامت، به بیپناهی و خشونت منتهی میشود. ثانیاً، همان زن که خود را در پی رهایی از هر قید و بندی میدید، در این لحظه ناخواسته به عواقب تلخ این انتخاب پی میبرد. این همان نتیجهای است که هر آنچه در پشت پردهی این پروژههاست، در نهایت به آن ختم میشود: سردرگمی و از دست دادن عزت نفس.
در مقابل، نگاه کنید به روحانی صبور و با اخلاقی که در چنین شرایطی، نه با خشونت و قهر، بلکه با مهربانی و اندیشه، به اصلاح و هدایت میپردازد. او که در دنیای فریبخوردهها، تنها در کلمات نیکو و صبر است که به حقیقت دست مییابد. این روحانی نه تنها به زنها بلکه به همه ما درس میدهد که راه نجات در صداقت، در اخلاق و در پایداری به اصولی است که به حقیقت منتهی میشوند.
✅ آهای دخترخانمها، امروز زمان آن است که نگاهی دوباره به انتخابهایتان بیندازید. بیایید در مسیری قدم بگذاریم که در آن نه تنها به آزادی بلکه به عزت، کرامت و حقیقت نیز دست یابیم. حقیقتی که در دین اسلام است، نه در وعدههای توخالی و فریبآمیز.
✍ موسی آقایاری
🆔 @Myidea
زمان:
حجم:
4.2M
🔵 با مصادیق فتنه های امروزي آشنا شویم و راههای مبارزه با آنها را مطمح نظر خود قرار دهیم.
#جلسه_آنلاین
✅ مهم است حتی الامکان گوش بسپاریم
🎤 موسی آقایاری
🆔 @Myidea
🔵 مناظره آنلاین : تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت
موضوع مناظره : آیا تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت امام زمان (عج) مشروع و ضروری است؟
آقایاری: مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه، مدافع تشکیل حکومت اسلامی
زیتون: دانشجو و منتقد تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت
آغاز مناظره
مجری: بسماللهالرحمنالرحیم. خوش آمد میگوییم به حضار محترم. موضوع امروز، یکی از مسائل مهم و چالشبرانگیز فقهی و کلامی است: آیا تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت، مشروعیت دارد؟ نخست از جناب آقایاری میخواهیم بحث را آغاز کنند.
آقایاری:
بسماللهالرحمنالرحیم. از شما و حضار گرامی تشکر میکنم. تشکیل حکومت اسلامی، بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه، یک ضرورت عقلی و نقلی است. ما در عصری زندگی میکنیم که عدم وجود حکومت دینی، به معنای تعطیلی احکام الهی و فروپاشی نظم اجتماعی اسلامی است. امام خمینی (ره) بهدرستی فرمودند که اسلام بدون حکومت، اسلام ناقص است. در همین راستا، بزرگان فقه مانند شیخ نائینی و فقهای بزرگوار دیگر نیز تأکید کردهاند که در عصر غیبت، اجرای امور حسبیه و مدیریت جامعه بر عهده فقیه جامعالشرایط است.
مجری: جناب زیتون، نظر شما چیست؟
زیتون:
به نام خدا. من با احترام به دیدگاه جناب آقایاری، باید بگویم که تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت، اساساً با فلسفه غیبت امام عصر (عج) در تناقض است. اگر قرار بود فقیه یا هر شخصیت دیگری، جایگزین امام معصوم در اداره حکومت شود، چرا خداوند غیبت را مقرر فرمود؟ حکومت اسلامی، بدون حضور امام معصوم، به فساد کشیده خواهد شد. شواهد تاریخی نیز نشان داده که حکومتهایی که مدعی دینی بودن بودند، اغلب گرفتار سوءمدیریت و انحراف شدند.
آقایاری:
اجازه بدهید پاسخ دهم. اولاً، فلسفه غیبت، ارتباطی به تعطیلی احکام اسلام ندارد. غیبت امام معصوم به دلیل ناتوانی مردم در حفظ جان ایشان بوده، نه بهمنظور کنار گذاشتن دین از عرصه جامعه. ثانیاً، اگر بپذیریم که در غیبت امام، حکومت اسلامی نباید تشکیل شود، چگونه میتوانیم احکام اجتماعی اسلام مثل قضاوت، حدود، و جهاد را اجرا کنیم؟ آیا شما قبول دارید که در نبود حکومت اسلامی، اجرای این احکام عملاً ممکن نیست؟
زیتون:
سؤال شما بسیار مهم است، اما پاسخ سادهای دارد. وظیفه ما در عصر غیبت، حفظ دین و عمل به احکام فردی است، نه تشکیل حکومت. تشکیل حکومت اسلامی بدون امام معصوم، بهمعنای قبول احتمال خطا در تصمیمگیریهای کلان است. مگر نه این است که فقط امام معصوم میتواند عدالت کامل را در حکومت اجرا کند؟
آقایاری:
شما میفرمایید که وظیفه ما فقط حفظ دین در بعد فردی است، اما این نگاه محدودکننده، با آموزههای اسلام سازگار نیست. مگر قرآن نمیفرماید: وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ آیا امر به معروف و نهی از منکر، فقط در سطح فردی است یا باید در سطح اجتماعی و حکومتی نیز اجرایی شود؟ حکومت اسلامی، بستر اجرای این واجب الهی است.
زیتون:
اما آیهای که خواندید، به تشکیل حکومت اشاره ندارد. این وظیفهای اجتماعی است، نه حکومتی. بهعلاوه، تجربه نشان داده که قدرت، فساد میآورد. آیا ضمانتی وجود دارد که فقیه حاکم دچار خطا یا سوءاستفاده نشود؟ تاریخ حکومتهای دینی، پر از چالش و انحراف است.
آقایاری:
فساد در قدرت، ناشی از ضعف انسانهاست، نه از ذات حکومت دینی. ولی همین مسئله، نیاز به حاکمی را نشان میدهد که متکی به مبانی الهی باشد، نه به ایدئولوژیهای بشری. ولایت فقیه، بر اساس عدالت، تقوا و علم دینی استوار است. همانطور که مرحوم نائینی میفرمایند: ولایت فقیه، از قطعیات مذهب امامیه است. اگر اشکالی وجود دارد، باید در شیوه اجرا اصلاح شود، نه اینکه اصل حکومت اسلامی کنار گذاشته شود.
زیتون:
جناب آقایاری، اگر ولایت فقیه از قطعیات مذهب است، چرا بسیاری از فقها، مانند شیخ مرتضی انصاری، به این نظریه تصریح نکردهاند؟ به نظر میرسد که این نظریه، تفسیری جدید و تاریخی است و نمیتوان آن را به همه فقها نسبت داد.
آقایاری:
اتفاقاً، شیخ انصاری نیز به ولایت در امور حسبیه اشاره کرده است. ایشان در مسائل اجتماعی و امور حسبیه، قائل به نیابت فقها بودهاند. اما این موضوع در عصر ما، با نظریهپردازی امام خمینی (ره) به اوج رسیده است. ایشان با تأکید بر ولایت مطلقه فقیه ، نشان دادند که حکومت اسلامی، نیاز ضروری جوامع امروز است.
مجری: با توجه به اتمام وقت، از دو طرف میخواهم جمعبندی نهایی خود را ارائه دهند.
زیتون (جمعبندی):
تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت، با فلسفه انتظار منافات دارد و خطر سوءاستفاده از قدرت را افزایش میدهد. ما وظیفه داریم دین را در بعد فردی و اجتماعی حفظ کنیم، اما حکومت اسلامی، بدون حضور معصوم، نتایج مطلوبی نخواهد داشت.
آقایاری (جمعبندی):
عدم تشکیل حکومت اسلامی، بهمعنای تعطیلی بسیاری از احکام الهی است. ولایت فقیه، راهکاری عملی برای اداره جامعه بر اساس مبانی دینی است. تشکیل حکومت اسلامی، هم مشروع است و هم ضروری.
مجری : از جناب آقایاری و زیتون بابت بحث پربارشان تشکر میکنم. قضاوت را به حضار محترم واگذار میکنیم. والسلام علیکم ورحمةالله.
🆔 @Myidea