eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
960 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
893 ویدیو
23 فایل
ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 : من خیال کردم یزید دیکتاتور بوده ، اینکه آزادانه خطبه بخوانند معلوم میشود آدم روشن فکری بوده. پاسخ : در ابتدا باید توجه کنیم که یزید بن معاویه به‌عنوان یک شخصیت تاریخی، در طول دوران خلافت خود چهره‌ای به‌دور از عدالت، شجاعت و عقلانیت داشت. او بیشتر به‌عنوان یک دیکتاتور شناخته می‌شود که برای حفظ قدرت خود از هیچ ظلمی فروگذار نکرد و در تاریخ اسلام به‌ویژه پس از واقعه عاشورا با ظلم به اهل بیت پیامبر صلی‌الله‌ علیه‌ و آله و کشتار عاشورا شناخته شد. بنابراین، نگاه به یزید از زاویه‌ای که او را فردی روشنفکر و بدون دیکتاتور فرض کنیم، با واقعیت‌های تاریخی مغایرت دارد. حال، این‌که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در محضر یزید خطبه‌ای پرشور و شجاعانه خواندند، به هیچ‌وجه نشان‌دهنده مهربانی یا روشنفکری یزید نیست. در واقع، رفتار یزید در این زمینه باید در چارچوب سیاسی و استراتژیک آن زمان تحلیل شود. یزید از یک‌سو به‌دنبال حفظ مشروعیت خود و جلوگیری از بروز واکنش‌های شدید اجتماعی بود و از سوی دیگر، در موقعیتی قرار گرفت که اگر از سخنان حضرت زینب جلوگیری می‌کرد، این عمل ممکن بود اعتراضات و بحران‌های اجتماعی بیشتری ایجاد کند. یزید نمی‌توانست حضرت زینب را در آن موقعیت به‌طور علنی آزار دهد، زیرا این کار می‌توانست پیامدهای سیاسی و اجتماعی بسیار جدی برای او به‌دنبال داشته باشد. لذا، او به‌دلیل فشارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که داشت، برای حفظ ظاهر و جلوگیری از تشدید بحران، به حضرت زینب اجازه داد تا در محضر او سخن بگوید. این امر در واقع نشان‌دهنده ضعف او در مدیریت بحران‌ها و کنترل افکار عمومی بود، نه نشانه‌ای از روشنفکری یا عدم دیکتاتوری. بنابراین ، یزید در تمام اقدامات خود در تاریخ اسلام به‌ویژه در واقعه عاشورا و پس از آن، هیچ‌گاه به‌عنوان یک فرد عادل و دموکراتیک شناخته نشد. به‌طور کلی، تنها دلیل این‌که حضرت زینب سلام‌الله‌ علیها در محضر یزید خطبه خواندند، شرایط سیاسی خاص آن زمان و نیاز یزید به حفظ ظاهر و مشروعیت حکومتی‌اش بود. ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
🔵 شهادت ، اوج بصیرت روحانیت انقلابی در دفاع از اسلام ناب شهادت حجج اسلام والمسلمین رازینی و مقیسه برگ زرین دیگری در تاریخ پرافتخار روحانیت شیعه است. این دو عالم مجاهد که عمر خود را وقف دفاع از اسلام ناب و ارزش‌های انقلاب اسلامی کرده بودند، نماد ایستادگی در برابر جریان‌های انحرافی و سکولاریسم حوزوی بودند. شهید رازینی با درکی عمیق از مسئولیت تاریخی روحانیت، تمام توان خود را صرف مقابله با شبهات و دفاع از مبانی اسلام و ولایت فقیه کرد و سرانجام به مقام والای شهادت نائل شد. این شهادت، بیانگر عمق کینه دشمنان نسبت به روحانیت انقلابی و متعهد است. شهید رازینی با صلابت و متانت مثال‌زدنی، در برابر تحریف‌ها و تهاجمات فکری ایستادگی کرد و هیچ‌گاه از مسیر حق عقب‌نشینی نکرد. مقابله قاطع او با مرجفون و جریانات سکولار، نه از سر تعصب، بلکه برخاسته از بصیرت عمیق و باور راسخی بود که به رسالت حوزه‌های علمیه در حفظ اصالت دینی و انقلابی جامعه داشت. ✅ اکنون بر عالمان و طلاب است که راه این شهدا را با جدیت و استواری ادامه دهند. این خون‌های پاک، چراغ هدایت حوزه‌های علمیه به سوی آینده‌ای روشن‌تر است و مسئولیت ما را در حفظ هویت انقلابی و فکری حوزه‌ها دوچندان می‌کند. حوزه‌های علمیه باید همچنان پایگاه دفاع از حقیقت و عدالت باقی بمانند و در مسیر صیانت از آرمان‌های اسلام و انقلاب، از هیچ تلاشی فروگذار نکنند. ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
🔵 تحلیل تاریخ ، آسان اما تطبیق آن ، فوق العاده مشکل است ▫️ تاریخ همواره به‌عنوان آیینه‌ای از وقایع گذشته، درس‌های عمیقی برای امروز و فردای بشر دارد. قرآن نیز به وضوح به اهمیت عبرت‌گیری از قصه‌های پیشینیان اشاره کرده است: لَقَد کانَ فی قَصَصِهِم عِبرَةٌ لِأُولِی الأَلباب ( سوره یوسف: 111). تحلیل وقایع تاریخی، به دلیل وضوح پیامدها و روشن بودن حقایق گذشته، آسان به نظر می‌رسد؛ چراکه نتایج اعمال پیشینیان مشخص است و قضاوت در مورد آن‌ها با کمترین چالش ممکن صورت می‌گیرد. اما تطبیق این وقایع با شخصیت‌ها و رویدادهای معاصر، به دلیل پیچیدگی‌های شرایط اجتماعی و سیاسی زمان حال، کاری بسیار دشوار است. دلیل این سختی را می‌توان در چند عامل مهم جستجو کرد: تفاوت شرایط زمانی و مکانی، ابهام در نیت افراد، و نگاه ناقص به تاریخ که موجب می‌شود تحلیل‌ها از عمق کافی برخوردار نباشند. 🔸 برای نمونه، معاویه را می‌توان نماینده سیاست‌مدارانی دانست که از دین برای تحکیم قدرت خود استفاده می‌کردند. او قرآن را به نیزه کرد تا از آن برای فریب افکار عمومی بهره ببرد. در دنیای معاصر، برخی رهبران سیاسی که شعارهای مذهبی یا انسانی سر می‌دهند اما در باطن اهدافی جز کسب قدرت ندارند، نمونه‌ای از این تطبیق هستند. ▫️ طلحه و زبیر، از یاران پیامبر، نمونه‌ای از افرادی‌اند که به دلیل جاه‌طلبی و اختلافات شخصی علیه امام علی (ع) قیام کردند. این داستان تاریخی ما را به یاد شخصیت‌هایی می‌اندازد که در دوران معاصر، با خیانت به اصول اولیه خود، ارزش‌های انقلابی را فدای جاه‌طلبی کردند. 🔹 ابوموسی اشعری، که ساده‌لوحی و تصمیمات نادرست او به شکست جبهه حق انجامید، مثالی دیگر از انحرافات انسانی است. امروزه نیز افرادی که با حسن نیت وارد عرصه سیاست یا فرهنگ می‌شوند اما به دلیل ناآگاهی، ابزار دست قدرت‌های منحرف می‌گردند، نمونه‌ای از این تطبیق هستند. 🔸 شمر بن ذی‌الجوشن، که روزگاری در سپاه امام علی (ع) می‌جنگید اما به دلیل طمع و جاه‌طلبی به سپاه یزید پیوست، یادآور افرادی است که در بحران‌های معاصر، ارزش‌ها را فدای منافع شخصی خود می‌کنند. این افراد، با چرخش‌های ناگهانی خود در بزنگاه‌های تاریخی، نشان می‌دهند که فرصت‌طلبی و فقدان بصیرت چگونه می‌تواند انسان را به سقوط بکشاند. ✅ درک و تحلیل تاریخ با همه روشنگری‌هایش، تنها بخشی از مسیر است. تطبیق آن بر زمان حال، نیازمند بینشی عمیق، شناخت دقیق از شرایط معاصر و پرهیز از نگاه سطحی است. تطبیق اشتباه وقایع تاریخی با زمان حال، می‌تواند به تحریف حقیقت و قضاوت‌های نادرست منجر شود. تاریخ، اگر به‌درستی فهمیده و به‌دقت تطبیق داده شود، نه‌تنها چراغ راه آینده، بلکه سپری در برابر گمراهی‌ها خواهد بود. ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
🔵 برخی از اصلاح‌طلبان در فضای مجازی از ترور دو قاضی بزرگ دیوان عالی کشور با خوشحالی صحبت می کنند که به نوعی می‌تواند نشان‌ دهنده‌ی جوی از امیدواری برای تغییرات خاص در سیستم قضائی باشد. در این شرایط حساس، اشاره به ابطال حکم محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق، تنها به شعله‌ور کردن این انتظارات دامن می‌زد و این اقدام در بطن خود می‌تواند به‌طور تلویحی پیامی از تمایل برخی جریان‌ها برای تغییر در ساختار قضائی و سیاسی کشور ارسال کند. آنچه در این ماجرا جالب توجه است، نوعی هم‌زمانی میان ابراز خوشحالی از وقوع ترور و اشاره به مسائل سیاسی داخلی است که بیشتر به نظر می‌رسد که اصلاح‌طلبان به‌طور ناخودآگاه بخشی از نقشه‌های پشت پرده را فاش کرده‌اند. این وضعیت، پرسش‌های جدی را در زمینه ارتباطات غیررسمی و نوعی نفوذ ایجاد می‌کند که به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان با واکنش‌های خود به‌ویژه در فضای مجازی، در راستای اهداف خاصی که ممکن است از طرف جریان‌های خاص مورد حمایت قرار گیرد، عمل می‌کنند. این جریان به‌طور غیرمستقیم ممکن است تلاش کند تا با بهره‌برداری از فضای نامساعد ایجادشده پس از ترور قاضی‌ها، به برخی از اهداف سیاسی و حتی فشار به نهادهای قضائی و حکومتی برسد. در نهایت، این نوع واکنش‌ها نشان‌دهنده‌ی پدیده‌ای است که در آن اصطلاحاتی چون نفوذی‌ها و تأثیرگذاری‌های نه‌چندان شفاف بر مسائل حساس ملی و سیاسی برجسته می‌شود. مراقب باشیم ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
🔵 ترور روحانیت و قضات برجسته : حمله به قلب عدالت و حقیقت در طول تاریخ، روحانیت همواره پرچم‌دار دین، عدالت و اخلاق بوده و در سخت‌ترین دوران‌ها، راهنما و پناهگاه مردم در برابر طوفان‌های استبداد و انحراف بوده است. ترور روحانیت، چه در گذشته و چه در روزگار ما، تلاشی است برای خاموش کردن نور حقیقت در دل تاریکی‌ها. دشمنان می‌دانند که روحانیون تنها لباس دین به تن ندارند، بلکه حامل اندیشه‌ای هستند که می‌تواند پایه‌های ظلم را به لرزه درآورد و امید را در دل‌های مردم زنده کند. چهره‌هایی چون شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر، شهید مطهری و شهدای محراب مانند آیت‌الله مدنی و آیت‌الله دستغیب، نه‌فقط افرادی عادی، بلکه مشعل‌دارانی بودند که شعله‌های آگاهی و معنویت را در جامعه روشن نگاه داشتند. ترور این شخصیت‌ها، در حقیقت، تلاشی بود برای خاموش کردن این مشعل‌ها و محروم ساختن جامعه از حضور کسانی که توانایی شکستن زنجیرهای استبداد و هدایت به سوی حقیقت را دارند. ترور، همواره نماد ضعف و زبونی بوده است. تروریست‌ها نمی‌توانند با اندیشه مقابله کنند، پس دست به اسلحه می‌برند. ترور روحانیت، در حقیقت، ترور معنویت، عدالت و امید است. آن‌ها نمی‌خواهند جوامع بر پایه اخلاق و عدالت بنا شود، بلکه به دنبال فروپاشی ستون‌هایی هستند که جامعه را به سوی سعادت می‌برد. امروز نیز ترور دو قاضی برجسته دیوان عالی کشور، جلوه دیگری از این دشمنی دیرینه است. این قضات، که نماد علم، تقوا و ایستادگی در برابر ناحقی بودند، هدف دشمنانی قرار گرفتند که عدالت را دشمن خود می‌دانند. ترور آن‌ها تنها یک جنایت علیه دو انسان نیست؛ این حمله‌ای است به قلب نظام عدالت و تلاش برای گسترش بی‌اعتمادی و هرج‌ومرج. ✅ تاریخ گواهی می‌دهد که خون شهیدان، بارورکننده درخت عدالت و حقیقت است. هر گلوله‌ای که به سوی حقیقت شلیک می‌شود، ندای عدالت را بلندتر می‌کند. این مسیر خونبار، با استقامت ملت و ادامه راه شهدا، نه‌تنها متوقف نخواهد شد، بلکه دشمنان را در تله شکست‌های خود گرفتار خواهد کرد. ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
🔵 پرچم از کف حیاط دولت جمع شد!! دولت غربگرا با مشاوران نفوذی در حال پیشبرد سیاست‌های غلط و دیپلماسی با آمریکای جنایتکار است. این تغییرات اصول و هویت مستقل کشور را زیر سوال می‌برد و البته منافع امثال دو تابعتی را تأمین می کند. به هوش باشیم. ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
طلوع فکر و اندیشه
سلام هوشنگ عزیز بله ترور به عنوان یک اقدام غیرانسانی و غیراخلاقی، از هر زاویه‌ای محکوم است و هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد. اما نسبت دادن این اقدامات به عملکرد کلی نظام اسلامی یا توجیه آن بر اساس شرایط اجتماعی، خود رویکردی نادرست است که نیاز به بررسی دقیق‌تر دارد. اولاً، نظام اسلامی بر پایه ارزش‌های عدالت، اخلاق، و حفظ کرامت انسانی استوار است. در این نظام، ایجاد ساختارهای قضایی، دادرسی عادلانه، و رسیدگی به جرائم، بر اساس اصول الهی و حقوق بشری طراحی شده است. اگرچه ممکن است در اجرای این اصول، برخی نواقص یا اشتباهات توسط افراد وجود داشته باشد، اما نمی‌توان این مسائل را به اصل نظام تعمیم داد. ثانیاً، حوادثی مانند ترور یا حتی خودکشی، نه صرفاً محصول نظام یا ساختار حکومتی بلکه ناشی از مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و فردی است. برای مثال، مسائل روحی و روانی، بحران‌های اجتماعی و تأثیرات رسانه‌ای نیز می‌توانند در این رویدادها نقش داشته باشند. لذا، تکیه صرف بر عملکرد نظام به عنوان مقصر اصلی، تحلیلی ساده‌انگارانه و فاقد جامعیت است. ثالثاً، در خصوص آمار خودکشی یا هر آسیب اجتماعی دیگر، نظام اسلامی به‌صورت جدی تلاش کرده است تا با برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، اقتصادی، و اجتماعی به رفع این مشکلات بپردازد. ارائه خدمات مشاوره، تقویت نهادهای حمایتی و نظارتی، و تلاش برای گسترش فرهنگ دینی و معنوی از جمله اقدامات انجام شده است. البته، پذیرش وجود برخی کاستی‌ها در مسیر اجرا، بخشی از واقعیت هر حکومتی است و اصلاحات تدریجی نیز همواره مورد تأکید بوده است. ✅ لذا ، نمی‌توان اشتباهات یا کاستی‌های فردی یا عملکرد ناقص برخی نهادها را به اصل نظام نسبت داد و آن را مقصر دانست. بهتر است به جای قضاوت‌های کلی و غیرمنصفانه، با نگاه تحلیلی و ارائه راهکارهای عملی به حل مشکلات پرداخت. ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
🔵 مذاکره با قاتلان شهدا ؛ خیانت به خون انقلاب و شرافت ملت ترور روحانیون، دانشمندان و قضات انقلابی، جراحتی عمیق بر پیکره ملت ایران است که هر بار تازه می‌شود. این اقدامات نه صرفاً ضربه‌ای به افراد، بلکه حمله‌ای مستقیم به تفکر مقاومت، عدالت‌خواهی و مبارزه با فساد است. دشمنانی که نقاب می‌زنند، گاهی در ظاهر نفوذی‌های ساده و بی‌نشان هستند، و گاهی در قامت بیگانگانی که برنامه‌ریزی پیچیده‌ای برای تضعیف انقلاب اسلامی دارند. مسئله نفوذ، دیگر در قالب فردی با ظاهر متفاوت محدود نمی‌شود؛ بلکه ساده‌ترین جایگاه‌ها می‌توانند بستری برای تحقق توطئه باشند. این ترورها، صدای مظلومیتی هستند که در پس پرده سکوت نهادهای بین‌المللی و ادعای حقوق بشر دفن می‌شود؛ همان‌هایی که خود بانی اصلی این جنایت‌ها هستند. اما آنچه قلب هر ایرانی عدالت‌طلب و مؤمن را می‌سوزاند، این است که در پس این هجمه‌ها، برخی مسئولان همانند دولت پزشکیان با مشاورانی چون دو تابعیت، با فراموشی جایگاه خون شهدا، دم از مذاکره با عاملان اصلی این جنایات می‌زنند. مذاکره با بی‌شرف‌ترین‌ها در حالی که ردپای جنایاتشان هنوز خشک نشده، تنها به معنای باز کردن در به سوی خیانت است. تاریخ نشان داده که دشمنان ما با لبخند دیپلماتیک، خنجر خود را تیزتر می‌کنند. شرافت، در صیانت از خون شهدا، مبارزه با فساد و ایستادگی در برابر بی‌عدالتی است، نه در سازش با آنان که هر لحظه به‌دنبال نابودی این ملت هستند. ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
طلوع فکر و اندیشه
با سلام و احترام سخن شما بسیار دقیق است و به یکی از مهم‌ترین مباحث در تاریخ اسلام و رابطه دین و سیاست اشاره دارد. امامان معصوم (علیهم‌السلام) از امام سجاد (ع) تا امام حسن عسکری (ع) به ظاهر فرماندهی جنگ علیه حکومت‌های طاغوتی بنی‌امیه و بنی‌عباس را بر عهده نگرفتند، اما این به معنای جدایی دین از سیاست یا انفعال آن‌ها در برابر ظلم نیست. برای پاسخ به ضدانقلاب و ارائه دلیل قاطع، چند نکته قابل طرح است: 1. شرایط و امکانات تاریخی امامان معصوم در دوران بنی‌امیه و بنی‌عباس با شرایط بسیار سخت و محدودیت‌های شدید مواجه بودند. فشارهای سیاسی، نظامی، و فرهنگی این حکومت‌ها به گونه‌ای بود که امکان تشکیل حکومت علنی برای آن‌ها فراهم نبود. به عنوان مثال: امام سجاد (ع) پس از واقعه عاشورا در شرایط خفقان شدید قرار داشت. او با دعای صحیفه سجادیه و آموزش مردم در قالب دعا، زمینه آگاهی و بیداری جامعه را فراهم کرد. امام صادق (ع) در دوران ضعف بنی‌امیه و انتقال قدرت به بنی‌عباس، از فرصت استفاده کرد و نهضت علمی گسترده‌ای برپا نمود که بسیاری از شاگردان او مانند هشام بن حکم و زراره به دفاع از حقانیت شیعه پرداختند. 2. حکومت اسلامی به معنای هدف نهایی امامان معصوم حکومت را هدف نهایی نمی‌دانستند، بلکه آن را ابزاری برای تحقق عدالت و عبودیت الهی می‌شمردند. اگر شرایط جامعه آمادگی پذیرش حکومت عادلانه را نداشت، آن‌ها برای حفظ دین و هدایت مردم راهبرد دیگری اتخاذ می‌کردند. امام حسن (ع) وقتی دید مردم کوفه آمادگی لازم برای مبارزه ندارند، با صلح خود اسلام را حفظ کرد. همان‌گونه که امام حسین (ع) در عاشورا قیام کرد، چون شرایط ایجاب می‌کرد. 3. نقش مخفیانه و رهبری غیرمستقیم از امام سجاد تا امام حسن عسکری، فعالیت‌های مخفیانه بسیاری برای مبارزه با ظلم انجام شد. شبکه وکالت که توسط امامان ایجاد شد، نمونه‌ای از مدیریت سیاسی و دینی آنان است. این شبکه وظیفه داشت مردم را هدایت کند، مالیات شرعی را جمع‌آوری نماید و مخالفان را سازمان‌دهی کند. 4. جدا نبودن دین و سیاست اسلام دینی است که سیاست و اجتماع در آن به هم پیوسته‌اند. پیامبر اکرم (ص) خود در مدینه حکومت تشکیل داد و احکام اسلامی مانند قضاوت، جهاد و زکات بدون وجود یک نظام سیاسی قابل اجرا نیست. امامان نیز از این اصل جدا نبودند، اما معتقد بودند که حکومت باید بر اساس عدالت و تقوا باشد، نه قدرت‌طلبی و فریب. آنان نشان دادند که برای تشکیل حکومت عادلانه باید زمینه‌سازی اجتماعی و فرهنگی صورت گیرد و مردم آماده پذیرش چنین حکومتی شوند. 5. جواب به ضدانقلاب : ضدانقلاب معمولاً بر طبل جدایی دین از سیاست می‌کوبد یا ناکارآمدی حکومت دینی را مطرح می‌کند. برای پاسخ به این ادعا: باید نشان داد که امامان معصوم در هر زمان با ابزار مناسب به مقابله با ظلم پرداخته‌اند، چه با قیام علنی مانند امام حسین (ع) و چه با کار فرهنگی و تربیتی مانند امام صادق (ع). دین اسلام سیاست را از اخلاق و معنویت جدا نمی‌داند. اگر سیاست از دین جدا شود، ظلم و فساد گسترش پیدا می‌کند. تاریخ نشان داده است که سکوت در برابر ظلم به معنای تأیید آن است، و این با اصول اسلام و حتی منطق انسانی در تضاد است. ✅ لذا ، امامان ما اهل مبارزه بودند، اما مبارزه‌ای متناسب با شرایط زمان خود. گاه با شمشیر و گاه با قلم. هدف آن‌ها حفظ اسلام، تربیت جامعه و زمینه‌سازی برای حکومت مهدوی بود. این همان سیاست دینی است که مخالفان نمی‌توانند درک کنند. ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea
🔵 تفاوت واکنش مردم به حوادث مختلف، نظیر قتل یک پزشک در یاسوج و حادثه ترور دو قاضی ، ناشی از کم‌کاری و قصور نظام است. اگر دادگاه‌ها علنی و با حضور هیئت منصفه برگزار می‌شد، مردم خودشان شاهد محاکمه‌ها و تصمیمات قضائی بودند و از تحلیل‌های رسانه‌های معاند بی‌نیاز می‌شدند. او همچنین تأکید دارد که عدم برگزاری دادگاه‌های علنی از زمان انقلاب 57 تا امروز موجب عدم شفافیت و کم‌توجهی مردم به روند قضائی شده است. پاسخ : نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران بر پایه اصول اسلامی و عدالت استوار است. این نظام موظف است ضمن حفظ امنیت و عدالت، از افشای اطلاعاتی که ممکن است موجب تشویش اذهان عمومی یا سوءاستفاده دشمنان شود، جلوگیری کند. عدم برگزاری برخی دادگاه‌ها به‌صورت علنی به دلایل مختلفی انجام می‌شود. از جمله، حفظ کرامت متهم و خانواده او، جلوگیری از سوءاستفاده رسانه‌ها، و حفظ ابعاد امنیتی پرونده. علنی کردن دادگاه‌ها در برخی موارد ممکن است آبروی متهم و خانواده او را به خطر بیندازد، حتی اگر متهم در نهایت بی‌گناه شناخته شود. همچنین رسانه‌های معاند و خارجی می‌توانند از دادگاه‌های علنی برای تضعیف نظام و ایجاد شبهه در عدالت سوءاستفاده کنند. در کشورهای دیگر نیز علنی بودن دادگاه‌ها یک امر مطلق نیست و با محدودیت‌هایی مواجه است. در آمریکا و اروپا، بسیاری از دادگاه‌های مهم امنیتی و سیاسی پشت درهای بسته برگزار می‌شوند. پرونده‌هایی مانند گوانتانامو کاملاً محرمانه و بدون دسترسی عمومی برگزار شدند. بنابراین، علنی بودن دادگاه‌ها یک اصل جهانی نیست و در تمام نظام‌های حقوقی جهان با شرایط خاصی اجرا می‌شود. در جمهوری اسلامی، اصل بر اجرای عدالت است، نه صرفاً جلب توجه عمومی. قوه قضائیه در دهه‌های اخیر تلاش کرده است با اصلاحات، نظامی عادلانه‌تر ارائه دهد، از جمله تشکیل دادگاه‌های تخصصی مانند دادگاه‌های مفاسد اقتصادی و افزایش نظارت با حضور دیوان عالی کشور. علت عدم واکنش عاطفی گسترده مردم در برخی وقایع، نه فقط عملکرد قوه قضائیه، بلکه گسست‌های اجتماعی و فرهنگی است که رسانه‌های معاند نقش پررنگی در تشدید آن داشته‌اند. عدم همراهی رسانه‌های داخلی و سوءاستفاده رسانه‌های خارجی باعث شده حقیقت وقایع به‌درستی به مردم منتقل نشود. علنی بودن دادگاه‌ها مزایا و معایبی دارد. از جمله مزایای آن جلب اعتماد عمومی و شفافیت در عملکرد دستگاه قضاست، اما معایب آن شامل ایجاد فضای قضاوت عمومی پیش از صدور حکم قطعی و سوءاستفاده رسانه‌های مغرض از اطلاعات منتشرشده است. نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران بر عدالت استوار است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. هر پرونده‌ای که نیاز به شفافیت داشته باشد، در چارچوب قانون و با در نظر گرفتن مصلحت عمومی و امنیت ملی، علنی برگزار می‌شود. دادگاه‌های علنی به معنای عدالت مطلق نیستند. عدالت در اجرای دقیق قانون و صدور احکام منصفانه است، نه در نمایش آن برای افکار عمومی. در کشورهای دیگر نیز دادگاه‌ها مطلقاً علنی نیستند. بسیاری از دادگاه‌های امنیتی و مهم در آمریکا، اروپا و دیگر کشورها در خفا برگزار می‌شود. رسانه‌های معاند با پنهان کردن حقیقت و برجسته کردن نقاط ضعف، قصد دارند اعتماد مردم به نظام اسلامی را کاهش دهند. برگزاری دادگاه‌های علنی و شفافیت، اگرچه اقدامی مثبت است، اما در هر پرونده‌ای ممکن نیست و گاهی به ضرر منافع ملی تمام می‌شود. اصل در نظام جمهوری اسلامی، اجرای عدالت است، نه لزوماً نمایش آن. مردم باید به نهادهای قانونی اعتماد کنند و قوه قضائیه نیز باید با اصلاح و شفافیت بیشتر، این اعتماد را تقویت کند. هر نظامی ضعف‌هایی دارد، اما نباید عدالت را به صحنه نمایش عمومی تبدیل کرد. عدالت واقعی زمانی تحقق می‌یابد که قانون با قاطعیت و بی‌طرفی اجرا شود، نه در صحنه قضاوت رسانه‌ای. این گفتگو در تلگرام بوده و انتقال دادم ✍ موسی آقایاری 🆔 @Myidea