🔴 نه اشرافگرایی ملاک است، نه زاهدنمایی؛ معیار، عقلانیت و بصیرت است.
در تاریخ اندیشه اسلامی، آفتهای اخلاقی تنها در اشرافزدگی و تجملطلبی خلاصه نمیشود؛ همانگونه که صفت مذموم دنیاپرستی میتواند جامه فاخر و اشرافی بر تن کند، میتواند به لباس کهنهٔ زهد و تظاهر نیز آراسته شود. اشرافگرایی و ریاکاری زاهدانه دو چهره از یک انحرافاند: اولی خودپرستی با زرق و برق مال، دومی خودفروشی با نقاب تقدس.
این قاعده در تاریخ گواهی روشن دارد :
ابوموسی اشعری به دام اشرافیت، سیاستزدگی و سازشگروی افتاد. او نه چون معاویه دنیاطلبی آشکار داشت و نه چون طلحه و زبیر تاجر بزرگ بود، اما ثروت و موقعیت را عملا معیار حق قرار داد. نتیجه آن شد که حق را به پای بیعرضگی سیاسی خود قربانی کرد.
ابن ملجم در نقطه مقابل، حافظ قرآن بود، سادهزیست بود، سالک عبادت بود، اما چنان در ظاهرگرایی غرق گشت که حقیقت قرآن را در تفسیرهای خشک خوارج دفن کرد و شمشیر جهالت را بر گردن عدالت نشاند.
هردو منحرف شدند، و هر دو ملعون؛ زیرا نه ظاهر تدیّن و نه سبک زندگی، ملاک حقانیت نیست.
معیار واقعی چیست؟ اسلام برای تشخیص حق، به جای ظاهر ، سه معیار اساسی ارائه میدهد :
1. عقلانیت فطری و اجتهاد در فهم حقیقت
قرآن میفرماید :
أَفَلَا تَعْقِلُونَ
دعوت به تعقل، بر همه ظواهر مقدم است.
2. عدالتمحوری و حقیقتخواهی حتی علیه خویشتن
قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ
نه رایحه زهد، نه بوی مال؛ فقط عدالت.
3. بصیرت در اطاعت از امام حق
وَمَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ
اطاعت، باید بر پایه شناخت باشد، نه احساس یا ظاهرسازی.
خطر مقدسهای نادان زیاد است. ابوموسی نمونهٔ عالم بیبصیرت و ابنملجم نمونهٔ زاهد بیعقل است.
اولی حق را فریب سیاست خورد، دومی حق را به اسم دین سر برید.
بدون بصیرت،
هم جام زر، تو را گمراه میکند،
هم سجادهٔ کرباس.
پس معیار نه لباس گرانقیمت است، نه عبا و عمامهٔ ساده؛
نه پست حکومتی است، نه سلک خانقاهی؛
ملاک، عقل و عدالت و تبعیت آگاهانه از امام حق است.
✅ اشرافگرا اگر بیتقوا باشد، فاسق است؛
زاهدنما اگر بیبصیرت باشد، خطرناکتر است.
چرا؟!
چون اشرافزادهٔ دنیاپرست خود را میفروشد
ولی زاهدنما حق را ذبح میکند.
قاتلان حقیقت همیشه با لباس گناه نمیآیند؛
گاهی با ذکر و خمّ سجده،
بیشتر از شمشیر، میبرند.
راه رهایی؟
جامعهٔ دینی، نه با اشرافزدگی حفظ میشود،
نه با تحجر عبادتزده؛
بلکه با عقلانیت ولایی، عدالتورزی و بصیرت اخلاقی.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7200
🔴 سیاست بدون تقوا
#سیاست وقتی بیتقوا شود، اطاعت از #رهبری را هم تبدیل به نمایش میکند؛ چشم بگو، ولی عمل نکن.
این خط فکری خطرناکتر از مخالفت علنیست؛ نفاق سیاسی نه تنها ولایت را تضعیف میکند، بلکه مردم را قربانی بازیهای قدرت میسازد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7202
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ به یادداشت آقای صفوی :
درباره اعتبار، واقعیت و فهم درون سیستمی
آقای صفوی گرامی ،
بیگمان نقد رسانه ملی حق هر شهروندی است، اما آنگاه که نقد لباس عالمانه میپوشد و از درون تهمایهای از بغض و تسویهحساب دارد، دیگر نامش نقد نیست؛ بلکه تبدیل میشود به نقّ زدن روشنفکریِ بیریشهای که بیرون از میدان، از نبردِ درون ساختارها خبر ندارد و به خیال خود قضاوت نهایی صادر میکند.
شما در نوشتهتان از ضربه خوردن اعتبار صداوسیما سخن گفتید، گویا این اعتبار را پیشتر به تمامی نابودشده میدانید. امّا اگر رسانهای تا این اندازه بیاعتبار بود، چرا هنوز موج تحلیل و پاسخ به گفتههایش اینچنین فراگیر است؟ چرا حتی جنابعالی برای تبیین دیدگاه خود ناگزیر به استناد به آن هستید؟ مجال اثرگذاری خودِ نقد شما، بهترین نشانه بقای اعتبار همان رسانهای است که میکوشید نفی کنید.
بیشتر حملات شما نه از سر تحلیل رسانهای، بلکه از زاویهی روایتسازی مخالف است. شما بیرون از میدان تولید خبر و امنیت رسانهای ایستادهاید اما با اعتمادبهنفسی حیرتانگیز، درون سامانهی پیچیدهی عملیات رسانهای و روانی قضاوت صادر میکنید، آن هم با چاشنی چند اصطلاحِ فلسفی و روشنفکری که در محافل دانشگاهی شنیدهاید.
فهمِ رسانه ملی با فلسفهخوانی حاصل نمیشود. آنجا که شما اعتبار را از پنجرهی یک خطای خبری میسنجید، ما اعتبار را مجموعهای از اعتماد، ساختار، مسئولیت و ماندگاری در آزمون بحرانها میدانیم — مفهومی که با یک سهو خبری نَفْی نمیشود و با صد بحران واقعی بازسازی میگردد.
در ماجرای خبر سقوط F‑35، رئیس سازمان با صراحت از خطا سخن گفت ـ نه از موضع تکذیب؛ بلکه از موضع شفافیت و بازسازی اعتماد . این همان چیزی است که رسانههای معتبر جهان هم میکنند: پذیرش اشتباه و اصلاح. امّا شما، به جای قدردانی از همین شفافیت، آن را دستاویز یأسآفرینی میکنید. این یعنی به جای دفاع از حقیقت، در پی القای نومیدی هستید. نومیدیای که محصول تفکر کسانی است که از بیرونِ گود، به جای ساختن، فقط ویرانی را روایت میکنند.
در فهرست بلند اتهامهایتان، از برنامهها تا اعترافات تلویزیونی، از چهرههای هنری تا پروندههای امنیتی، هیچ تلاشی برای تفکیک واقعیت از روایت یکسویه دیده نمیشود. شما همه را در یک کاسه میریزید، گویی دُنیای رسانه میدان سادهی خیر و شر است، نه میدان پیچیدهی مدیریت ادراک در جامعهای هدفمند و درگیر هجمه.
شما میگویید رسانه ضربه خورده است، اما از خود نمیپرسید: از کِدام ضربه؟ از خطا یا از هجمهی کسانی که با بزرگنماییِ خطاها، به جنگ حقیقت آمدهاند؟
آنچه گاه روشنفکری مسئول را از روشنفکری مأیوس و مأمور جدا میکند، همین است:
روشنفکر مسئول نقد میکند تا ترمیم شود؛ روشنفکر مأیوس نقد میکند تا فروبپاشد.
و شما در نوشتهتان بیش از آنکه دغدغه اصلاح داشته باشید، لذت تضعیف را در لحن پنهان کردهاید.
آقای صفوی ،
اعتبار از نگاه ما، هدیهی کسی به کسی نیست که با چند جمله از میان برود. اعتبار، حاصلِ پایداری در بحران،
بازسازی در خطا،
و دفاع از حقیقت در طوفانِ تحریفهاست. این مسیر اگر برای شما نامأنوس است، به این دلیل است که درون آن نزیستهاید.
نظام و رسانهی این کشور، با همهی کاستیها، نه از جنس شبکههای فرصتطلب بیرونی است و نه مرعوب تحلیلهای فنجانی چهرههایی که پشت مخاطب انکارشده پنهان میشوند. اگر شما واقعا دلسوزید، بمانید و در میدان نقد علمی و پیشنهاد جایگزین حضور یابید؛ نه اینکه از پشت صحنه، به نام دلسوزی نومیدانه خنجر تحلیلهای یکسویه را در پهلوی امید این مردم فروکنید.
ما نیامدهایم از خطا دفاع کنیم؛ آمدهایم بگوییم که هنوز این رسانه با همهی حملات، قائم است و سخنش شنیده میشود و این خود، نشانهی بزرگترین اعتبار است.
ما اکثر المتکلمان و اقل المتفکرین.
ای کاش بهجای تلخنویسی، تفکر کنید؛ بهجای قضاوت از دور، در میدانِ ساختن قدم بگذارید.
اعتبار را از این راه باید بازشناخت، نه از آمارِ گلایه و کنایه.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7205
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 لعنت خدا بر تبهکاران
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7209
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب رستمی عزیز
اتفاقا همان ماجرای هواپیمای اوکراینی، بهترین دلیلِ ماست، نه علیه ما. چرا؟
در روزهای اول، یک ابهام امنیتیِ پیچیده وجود داشت؛ رسانه براساس اطلاعات رسمیِ همان لحظه سخن گفت.
اما نکتهی اصلی این است که نظام بعد از روشن شدن حقیقت، حاضر شد مسئولیت بپذیرد و رسماً عذرخواهی کند؛ آن هم در حساسترین شرایط منطقهای.
آیا رسانه یا نظامی که قصد پنهانکاری دارد، چنین کاری میکند؟
در دنیا دهها مورد مشابه بوده که سالها حقیقت پنهان شده؛ اما اینجا تصمیم به شفافیت گرفته شد، همانجا اعتماد ساخته میشود، نه در لحظهی خطا.
پس مسئله این نیست که اشتباه رخ میدهد یا نه؛
مسئله این است که چه کسی پس از اشتباه، شجاعتِ بازگشت دارد.
ضدانقلاب به اشتباهها چنگ میزند تا امید را بزند؛
دلسوزان به همان اشتباهها تکیه میکنند،
نه برای تخریب اعتماد،
بلکه برای تقویت مطالبهی شفافیت و تداوم آن.
اعتماد حقیقی آن نیست که خطا نکنیم؛
اعتماد آن است که با خطا صادق باشیم.
اگر رسانهای خطا نکند ولی هرگز شفاف نباشد، خطرناکتر است از رسانهای که خطا کند و سپس حقیقت را بازسازی کند.
دقیقا همانجا باید ایستاد و گفت :
این راه شفافیت را ادامه دهید. ما دلسوزانه، نه مأیوسانه، پشتیبان صداقتیم.
این نگاه، نقد را از ویرانگری به مسئولیتسازی تبدیل میکند.
فرق روشنفکریِ مأیوس با روشنفکریِ مسئول همین است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7211
🔴 چرا وقتی زن تنها وارث است، همه اموال شوهر به او نمیرسد؟ (بررسی ابعاد فقهی و حقوقی ارث زوجه)
یکی از سوالات پرتکرار و گاه چالشبرانگیز در حقوق اسلامی این است که چرا وقتی مرد فوت میکند و زن تنها وارث اوست، تنها یک چهارم دارایی به زن میرسد و بقیه به دولت (بیتالمال) منتقل میشود. برای فهم این موضوع، باید با بیان چند نکته با مبانی ارث در فقه اسلامی آشنا شویم :
۱_ دو نوع وراث : نسبی و سببی
در حقوق ایران اسلامی ، وراث به دو دسته تقسیم میشوند :
وارثان نسبی (ارث حقیقی) : خویشاوندان خونی مانند فرزند، پدر، مادر، برادر و خواهر. این رابطه دائمی و غیرقابل زوال است و وارث اصلی محسوب میشوند.
وارثان سببی (ارث قراردادی) : همسر تنها وارثی است که به دلیل عقد نکاح حق ارث دارد. این رابطه قراردادی است و فقط در چارچوب ازدواج معتبر است.
■ چرا سهم زن محدود است؟ چون زن وارث خونی نیست و سهم او محدود به یک مقدار مشخص است ( یک چهارم در صورت نبود فرزند ). در فقه سنتی، سهم زن کمتر از وارثان نسبی تعیین شده است، زیرا تأمین مالی زن بر عهده شوهر بوده و سایر خویشاوندان از نظر نسبی به میت نزدیکترند.
۲_ تکلیف بقیه دارایی : انتقال به دولت
وقتی سهم زن مشخص شد، بقیه دارایی در صورتی که وارث نسبی دیگری نباشد، مال بیصاحب حقیقی محسوب میشود.
■ چرا به دولت میرسد؟ فقه اسلامی این داراییها را به حاکم شرع یا جامعه اسلامی واگذار میکند تا در امور عمومی، خیریه و کمک به نیازمندان مصرف شود. هدف این است که مال بلاصاحب نماند و ثروت به پیکره اجتماع بازگردد، نه اینکه رابطه قراردادی همسر جایگزین خویشاوندان نسبی شود.
۳_ جایگاه زن در شریعت
زن در طول زندگی مشترک شریک زندگی مرد بوده و حقوق مالی او در دو سطح تضمین شده است:
حقوق مالی پیش از ارث : مهریه، نفقه، حق سکونت و هدایا. این حقوق مستقل از ارث، امنیت مالی زن را تأمین میکند.
سهم ارث : سهم قانونی زن از دارایی شوهر ( یک چهارم یا یک هشتم ) نیز به عنوان بخشی از حقوق او تعیین شده است.
راهکار برای دریافت کل دارایی توسط زن :
اگر مرد بخواهد کل دارایی به همسر برسد، باید پیش از فوت با وصیتنامه تا سقف یک سوم دارایی یا هبه در زمان حیات این انتقال را انجام دهد.
✅ خلاصه ، سهم محدود زن از ارث ناشی از بیعدالتی نیست، بلکه از تفکیک جایگاه همسر قراردادی و وارث نسبی در فقه اسلامی ناشی میشود. سهم قراردادی زن مشخص میشود و باقی مال به مالک حقیقی، یعنی جامعه، بازمیگردد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7212