🔴 نویسندگی ؛ شغل یا شهادتِ خاموش؟
گاهی انسان در هیاهوی بازارِ سود و زیان، به نقطهای میرسد که با خود میگوید:
در جامعهای که قیمت هر چیز را با عدد میسنجند، واژه چه ارزشی دارد؟
امروز اگر دستت بوی گریس بدهد، اگر چکش بر آهن بکوبی، اگر دورگردی باشی که عرق بر پیشانیات بنشیند، جامعه برایت احترام عینی قائل است؛ کارت دیده میشود، صدایش شنیده میشود، نتیجهاش لمس میشود.
اما نویسنده ..…
او با واژهها کار میکند؛ با چیزهایی نامرئی، با اندیشههایی که نه صدای چکش دارند و نه گرد و غبارِ کارگاه.
در سپهر تمدنی ما، گویی میان کارِ محسوس و کارِ معقول شکافی افتاده است. کارِ محسوس را میبینند، اما کارِ معقول را نه. نویسنده در خلوت خویش، شب را به صبح میرساند، سطر به سطر میسازد، میسوزد تا چراغی روشن کند؛ اما در میدان عمومی، ارزش او با میزان فروش، با عدد دنبال کننده، با شهرتِ سطحی سنجیده میشود؛ نه با عمق اثر.
این همان تراژدیِ اندیشه در عصر مصرف گرایی است.
در جامعهای که تولید کالا معیار منزلت شده، تولید معنا به حاشیه رانده میشود. حال آنکه تمدنها با معنا زندهاند، نه با پیچ و مهره. اگر کچکار، سقفی بر خانه مینهد، نویسنده سقفی بر ذهن جامعه میسازد. اگر مکانیک، موتور را به حرکت درمیآورد، نویسنده روح را به حرکت میآورد. تفاوت در جنس اثر است، نه در ارزش آن.
با این حال، اعتراف باید کرد : نویسندگی در جامعهای که به تفکر عمیق مجال نمیدهد، نوعی غربت دارد. نویسنده بیش از آنکه تشویق شود، نادیده گرفته میشود؛ بیش از آن که حمایت شود، تنها میماند. او باید هم بنویسد، هم اثبات کند که نوشتن کار است.
و چه اندوهی بالاتر از این که اندیشه ورزی، نیازمند توجیه باشد؟
آری، گاه انسان حسرت میخورد و با خود میگوید :
کاش میرفتیم دورگرد میشدیم، کچکار میشدیم، مکانیک میشدیم ؛
دستکم زحمتمان دیده میشد، دستکم عرقمان گواهی بر کارمان بود.
اما حقیقتی ژرف تر در دل این حسرت نهفته است :
اگر همه به کارهای محسوس رو بیاورند و کسی به کارهای معنوی نپردازد، جامعه به کارگاهی بزرگ تبدیل میشود که در آن ساختمان هست، اما معنا نیست؛ ابزار هست، اما اندیشه نیست؛ صدا هست، اما سخن نیست.
نویسندگی، گرچه در ظاهر بی مزد و بی ارج مینماید، در باطن ریشهی بقا و هویت یک ملت است. تاریخ، نام بسیاری از تاجران و صنعتگران را از یاد برده، اما نام نویسندگان و متفکران را در حافظه ی خود نگه داشته است؛ زیرا آنان معماران وجدان جمعی بودهاند.
پس این گلایه، نه نشانه ی بی ارزشی نوشتن، بلکه نشانهی بیماریِ ارزشگذاری در جامعه است. اندوه ما از آن نیست که نویسندگی کم ارج است؛ اندوه از آن است که جامعه هنوز قدر معنا را به اندازهی ماده نمیداند.
و شاید همین غربت، شرافت نویسندگی باشد. زیرا هر چه در این عالم ماندگارتر است، در آغاز، مهجورتر بوده است.
گاهی واژه ها نان نمیشوند؛ اما بی واژه، انسان نیز انسان نمیماند. آری ، نویسنده ؛ کارگری است که عرقش دیده نمیشود
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7430
🔴 خطاب به هیاهوی بی اندیشه در محوطه دانشگاه
ای کسانی که گلوی خود را آماج بلندگو های بیگانه کردهاید. ای دانشجویانی که در محوطه دانشگاه، قلب تپنده خرد ورزی این مرز و بوم، فریاد دیکتاتور سر میدهید!!! یک لحظه مکث کنید. یک لحظه وجدان علمی خود را به قضاوت بنشینید. آیا این واژه را که به زبان میآورید، با ترازوی دانشی که قرار است در این مکان بیاموزید، سنجیدهاید؟
شما در سرزمینی زندگی میکنید که رهبر آن، نه بر تخت سلطنت موروثی نشسته، نه با کودتایی نظامی به قدرت رسیده است. او را مجلس خبرگان برگزیده؛ همان مجلسی که اعضایش را شما، پدران و مادرانتان، با رأی مستقیم خود انتخاب کردهاند. این ساختار، هر چه باشد، نامش وراثت نیست، نامش کودتا نیست، نامش نصب الهی بدون واسطه مردم نیست. نامش چیست؟ در قانون اساسی خواندهاید : #جمهوری_اسلامی.
مگر نه این است که در علوم سیاسی میآموزید دیکتاتوری یعنی تمرکز قدرت در یک فرد بدون هیچ نظارت و پاسخگویی نهادی؟ پس اینهمه نهادهای نظارتی، اینهمه انتخابات، اینهمه اصول قانون اساسی که اختیارات را محدود کرده، چیست؟ طوماری است برای فریب؟
شما برچسب دیکتاتور به کسی میزنید که ساز و کار عزلش در قانون پیش بینی شده است. به کسی که اگر مجلس خبرگان صلاحیتش را فقدان ببیند، قابل عزل است. در کدام دیکتاتوری کلاسیک جهان چنین ساز و کاری وجود دارد؟ در کاخهای سعودی که ولیعهد با فرمان پادشاه تعیین میشود؟ در کره شمالی که سه نسل است یک خانواده بر آن حکومت میکند؟ یا در بریتانیایی که چارلز سوم به واسطه خون پدرش بر تخت نشست، هرچند تاجش زینتی بیش نباشد؟
اینجا ایران است. اینجا دانشگاه است. اینجا قرار است مغزها رشد کنند، نه حنجره ها. شعار مرگ بر دیکتاتور را اگر در خیابانهای پاریس علیه ماکرون سر دهید، پلیس جمهوری فرانسه مقابلتان میایستد. اما در ایران، این متن را مینویسم و شما حق دارید در محوطه دانشگاه برایم استدلال بیاورید. این را با کجای ترازوی دیکتاتوری میسنجید؟!
آگاه باشید ، این شعار را دشمنانتان برایتان ساخته است. دستگاههای اطلاعاتی معارض یعنی موساد و.... ، سال هاست روی شکاف های اجتماعی کار میکنند تا واژه ها را از معنا تهی کرده و به هیزم آتش نفرت تبدیل کنند. آنها میخواهند نقد را به برچسب، تحلیل را به تکرار، و مطالبه را به ساختار شکنی تبدیل کنند.
شما که فریاد میزنید، آیا معنای آزادی را میدانید؟ آیا تعریف جمهوریت را خواندهاید؟ آیا یکبار متن کامل قانون اساسی را ورق زدهاید تا ببینید حقتان چیست و تکلیفتان کدام است؟ اگر نه، پس این فریادها چیزی نیست جز پژواک ناآگاهی.
دانشگاه میدان تفکر است، نه میدان تکرار. بیایید پیش از آنکه واژهای را تکرار کنید، آن را تعریف کنید. پیش از آنکه قضاوت کنید، معیار بسازید. پیش از آنکه فریاد برآورید، با ترازوی عقل بسنجید.
اگر نقدی دارید، مستند بگویید. اگر اعتراضی دارید، منصفانه مطرح کنید. اگر خواهان اصلاحید، مسالمت آمیز در چارچوب قانون قدم بردارید. اما بدانید، هیچ دیکتاتوری به دانشجویانش اجازه نمیدهد که در محوطه دانشگاه، علیه او شعر بخوانند و سخن بگویند.
✅ هنوز دیر نشده ، هنوز میتوان از هیاهوی بیاندیشه به سخن عالمانه بازگشت. انتخاب با شماست : یا طوطی وار تکرار کنید، یا اندیشمندانه تحلیل کنید.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7431
🔴 انسجام ملی؛ خط مقدم امنیت
حضور چند میلیونی مردم آگاه ایران اسلامی در ۲۲ بهمن و سایر مناسبت ها ، یک تجمع ساده نیست؛ نمایش اقتدار اجتماعی یک ملت است. طبیعی است جریانی همچون رژیم پلید صهیونیستی و آمریکای جنایتکار که تضعیف ایران اسلامی را دنبال میکنند، تاب دیدن این همبستگی را نداشته باشند. وقتی مواجهه مستقیم پرهزینه میشود، راهبرد به سمت #فتنه_سازی در محوطه دانشگاه شریف ، #دوقطبی_سازی در جامعه و #جنگ_شناختی در فضای مجازی میرود.
تجربه منطقه روشن است ؛ بحرانها از مرز شروع نمیشوند، از شکاف ها آغاز میشوند. ظهور در بستر فرو پاشی های ، و هرج و مرج نتیجه تعمیق اختلافات داخلی و فرسایش اعتماد عمومی به حاکمیت بود.
امروز نیز اگر هدف، تضعیف ایران اسلامی است، مسیر آن روشن است : ایجاد شکاف ، تحریک احساسات ، القای ناکارآمدی و تبدیل اختلاف نظر به نزاع هویتی و پیش کشیدن سوختگان تاریخ همچون پهلوی ها.
راه مقابله ، هیجان نیست؛ عقلانیت است.
امنیت پیش از مرزها، در دل ها تثبیت میشود.
هر سخن و رفتاری که وحدت و همدلی را تضعیف کند، ناخواسته در زمین طراحی دشمن بازی میکند.
مراقب باشیم؛ انسجام، خط قرمز امنیت ماست.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7432
🔴 پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷
سبزش نشانه امید و رویش ،
سفیدش پیام آور صلح و صداقت،
و سرخش روایت گر خون شهیدان این سرزمین است.
در دل آن، نام مقدس الله میدرخشد؛
پرچمی که هویت، ایمان و استقلال یک ملت را به اهتزاز در آورده است.
#ایران
#پرچم_ایران
#ایران_سربلند
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7433
🔴 آهای دانشجو : کاپیتولاسیون را بخوان؛ بعد پرچم بسوزان
آیا لحظهای درنگ کردهای و ورق های تاریخ معاصر این سرزمین را خواندهای؟ می دانی این خاک، فقط خاک نیست؛ فشردهی اشک ها، خون ها و غیرت هاست؟
آیا از نهضت انقلاب مشروطه چیزی شنیدهای؟ از روزگاری که مردم این سرزمین برای قانون و عدالتخانه جان دادند تا استبداد مهار شود؟ از علما و روشنفکرانی که بر دار رفتند تا ایران، ایران بماند؟
آیا می دانی #کاپیتولاسیون چه بود؟
همان ننگی که در سال ۱۳۴۳، در قالب لایحهی کاپیتولاسیون تصویب شد؛ قانونی که به بیگانگان مصونیت میداد و ایرانی را در کشور خودش تحقیر میکرد. آیا می دانی اعتراض به همان ننگ، آغاز تبعید مردی شد که بعدها نهضتی بزرگ را رهبری کرد؟ و اکنون خلف صالحش عزتمندانه توانسته مقابل مستکبران جهان بایستد؟
آیا از انقلاب اسلامی ایران خبر داری؟ از مردمی که با دست خالی در برابر گلوله ایستادند تا استقلال و عزت را بازگردانند؟
آیا می دانی این امنیتی که امروز در دانشگاه نشسته ای و فریاد می زنی، ثمرهی خون بیش از ۴۰۰ هزار شهید در جنگ ایران و عراق و بلکه با جهان کفر و در فتنه های مختلف دشمن است؟ جوانانی که رفتند تا حتی یک وجب از این خاک کم نشود.
گلایهام از شما این است :
اعتراض، حق توست. نقد، حق توست. مطالبه گری، نشانهی زنده بودن جامعه است. اما حرمت شکنی؟ آتش زدن پرچمی که نماد هویت یک ملت است؟ این دیگر اعتراض نیست؛ بریدن از ریشه هاست.
پرچم، صرفا یک تکه پارچه نیست؛ خلاصهی تاریخ یک ملت است. خلاصهی اشک مادران شهداست. خلاصهی غیرت مردانی است که نگذاشتند این سرزمین تجزیه و متلاشی شود.
چرا شبیه همان مردمی رفتار می کنی که تاریخ را نخواندهاند؟ چرا به نام آزادی، آبروی ملتی را نشانه می روی؟ چرا به جای اصلاح، به جای گفتگو ، به جای تأمل ، به جای مطالعه و مطالبه عالمانه و محققانه، تخریب و آتش را انتخاب می کنی؟
اگر نقدی داری، بگو. اگر اعتراضی داری، فریاد بزن. اما فریادت را در چارچوب عزت ملی نگه دار. دانشجو باید پیشرو در فهم باشد، نه پیشقدم در هیجان. چرا آبروی دانشگاه را می بری؟ چرا آلت دست موساد و دشمن زخم خورده می شوی؟ چرا متوجه نیستی که : آمریکا برای عقب نشینی اش ، دنبال تغییر اذهان مردم به هر نحو ممکن است؟
اقتدار یک ملت با سوختن پرچمش ساخته نمیشود؛ با آگاهی، بصیرت و مسئولیت پذیری ساخته میشود.
✅ بیایید تاریخ را بخوانیم؛ بعد تصمیم بگیریم با میراث این ملت چه کنیم. این شعله ها تاریخ را نمیسوزاند، اما آینده را زخمی میکند.
با شما هستم و نمی دانم ترم چند هستی :
اگر تاریخ می دانستی ، پرچم را نمیسوزاندی!!
✍️ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7434
🔴 #بیانیه
بسم الله الرحمن الرحیم
با کمال تأسف و انزجار، خبر جسارت به نام مبارک حضرت زهرا سلاماللهعلیها در دانشگاه الزهرا، دانشگاهی که نام خود را از اسوه فضیلت و دیانت گرفته است، به اطلاع عموم رسید. این اقدام، نه تنها بی احترامی به مقدسات دینی و ارزشهای شیعه است، بلکه نشانهای روشن از ترویج فساد اخلاقی و بیغیرتی در بخشی از جامعه میباشد.
حضرت زهرا سلام الله علیها، نمونه کامل تقوا، صبر و ایمان هستند و هرگونه توهین به ایشان، چه عمدی و چه ناشی از بی توجهی، قابل تحمل نیست. تاریخ انقلاب اسلامی و سیره امام خمینی رحمةاللهعلیه نشان داده است که هرگونه جسارت به مقدسات، خط قرمز انقلاب و دین ماست و باید سریع و قاطع پاسخ داده شود.
ما این بی احترامی را شدیدا محکوم کرده و خواستار اقدامات فوری و قانونی علیه عاملان کور دل آن هستیم. کوتاهی، بی تفاوتی و سکوت در مقابل چنین جسارتی، به معنای تضعیف ارزش های دینی و تقویت شبکه های فاسد دشمنان اسلام است.
🔺 تذکر جدی به مسئولان ذی ربط :
اهانت به نام حضرت زهرا سلاماللهعلیها مسامحه ناپذیر است.
هرگونه توجیه و تبرئه افراد خاطی غیرقابل قبول و خیانت به دین و ملت است.
وظیفه شرعی و ملی ماست که حرمت اهل بیت علیهمالسلام را با تمام قوا و بدون کوتاهی حفظ کنیم.
ما به عنوان پیروان اهل بیت علیهمالسلام، از همه علما، نخبگان دینی و مسئولان میخواهیم تا با قاطعیت، بدون اغماض و با رعایت عدالت، نسبت به این جسارت پاسخ دهند و اجازه ندهند حرمت مقدسات در کشور ما لگد مال شود. اگر حرمت حضرت زهرا سلاماللهعلیها شکسته شود، ما هم سکوت نخواهیم کرد و با تمام توان، این جسارت را پیگیری خواهیم کرد.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7435
🔴 ماه خدا و میدان بی حرمتی ها در جامعه امروز
در روزگاری به سر میبریم که حرمت ها، آرام آرام رنگ باخته و قداست ها در هیاهوی عادتها گم شده. ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی، ماه نزول قرآن و موسم تربیت روح، فرا رسیده ؛ اما آنگونه که شایسته این ماه عظیم است، حرمتش نگاه داشته نمی شود.
ماه مبارک رمضان تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ حقیقتی است آسمانی که خدای متعال آن را به خود نسبت داده است : الصوم لی و أنا أجزی به . این ماه، میدان تمرین تقوا، خود کنترلی، همدلی با محرومان و بازسازی درون انسان و تهذیب نفس است. جامعهای که به رمضان بی اعتنا شود، در واقع به یک مدرسه تربیتی بیاعتنا شده است.
با تأسف، در برخی معابر و اماکن عمومی مشاهده میشود که حتی افرادی با سنین بالا، بی پروا در ملأ عام روزه خواری میکنند و کمترین توجهی به حرمت اجتماعی این ماه ندارند. سخن در اینجا درباره وضعیت شخصی افراد نیست؛ چه بسا کسی عذر شرعی داشته باشد. آنچه موجب نگرانی است، عادی سازی بی حرمتی علنی به یک شعیره الهی و شکستن قبح اجتماعی آن است.
در جامعه ای که اکثریت آن مسلمان و معتقد به شعائر دینی اند، احترام به ماه رمضان صرفا یک تکلیف فردی نیست، بلکه یک مسئولیت اجتماعی است. حتی آنان که بنا بر عذر شرعی روزه نیستند، موظف اند حرمت فضای عمومی را پاس بدارند. همانگونه که قانون و عرف، برای نظم اجتماعی چارچوب تعیین میکند، شریعت نیز برای صیانت از ارزشهای جمعی، مرزهایی را مشخص ساخته است.
بی توجهی به حرمت رمضان، نشانهای از کمرنگ شدن غیرت دینی و حساسیت نسبت به ارزش های مشترک است. جامعهای که نسبت به شعائر الهی بیتفاوت شود، بهتدریج در برابر سایر هنجار شکنیها نیز بیدفاع خواهد شد. حفظ حرمت رمضان، در حقیقت حفظ هویت دینی و انسجام اخلاقی جامعه است.
البته راه علاج، صرفا برخورد قهری و ظاهری نیست. آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، کار فرهنگی عمیق، تبیین حکمت روزه، تقویت ایمان، و احیای جایگاه معنوی این ماه در خانواده ها و نسل جوان است. باید رمضان را از حالت عادت خارج و به یک تجربه معنوی زنده تبدیل کرد. اگر شیرینی معنویت چشیده شود، بی حرمتی جای خود را به شوق و اشتیاق خواهد داد.
همچنین مسئولان فرهنگی، رسانه ها، متولیان دینی و خانواده ها وظیفه دارند فضای عمومی را به گونهای مدیریت کنند که حرمت این ماه حفظ شود؛ نه با تندی و افراط، بلکه با حکمت، اقناع و الگو سازی صحیح.
رمضان فرصتی است برای بازگشت؛ هم بازگشت فرد به خویشتن، و هم بازگشت جامعه به ارزش های اصیل خود. مبادا در غفلت و عادت، این فرصت الهی را سبک بشماریم.
خدایا ما را از پاسداران حقیقی حرمت شعائر خود قرار ده.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7437
🔰دفتر امام جمعه همدان، محلی برای شنیدن صدای مردم
🔹در پی مراجعه متقاضیان مسکن ملی کوی پرواز همدان به دفتر امام جمعه، جلسهای به ابتکار نماینده ولی فقیه در استان و با حضور متقاضیان و مسئولان برگزار شد.
پس از این دیدار، به ابتکار امام جمعه همدان مقرر شد جلسهای تخصصی با حضور مدیرکل بنیاد مسکن استان و جمعی از مسئولان مرتبط برگزار شود، بر همین اساس، روز گذشته و تنها یک روز پس از تجمع مردمی، جلسهای دو و نیم ساعته در دفتر امام جمعه همدان پیرامون این موضوع با حضور متقاضیان و متولیان آن برگزار شد.
🔺 پی نوشت :
گاهی یک درِ باز ، از صدها بیانیه و خطابه رساتر است؛ وقتی دفتر امام جمعه، نه صرفا یک ساختمان اداری ، بلکه پناهگاه مطالبه گران و پناهگاه بی پناهان می شود، اعتماد عمومی جان تازه میگیرد. امید آفریده می شود.
کاش این سنتِ شنیدن پیش از گفتن ، در همه میزهای مسئولیت جاری بماند؛ که مردم، بیش از وعده، طعم توجه میخواهند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7438
🔴 بی تفاوتی اجتماعی؛ گناه کبیره عصر مدرن
بی تفاوتی اجتماعی، مرگ تدریجی وجدان جمعی است؛ مرگی بیصدا اما ویرانگر. جامعه ها معمولا با حمله دشمن فرو نمیریزند، بلکه با خاموشی حساسیت اخلاقی از درون تهی می شوند. آن گاه که ظلم دیده میشود اما واکنشی بر نمیانگیزد، فساد آشکار است اما عادی تلقی میشود، و انحراف شناخته میشود اما به ما چه جای مسئولیت را میگیرد، در حقیقت شریان حیات اجتماعی قطع شده است. سکوت در برابر خطا، بی طرفی نیست؛ نوعی مشارکت منفی در تداوم آن است. تاریخ گواهی میدهد که بسیاری از سقوط ها نه با خیانت های بزرگ، بلکه با سکوت های کوچک اما مستمر آغاز شدهاند؛ سکوت نخبگانی که هزینه را بر حقیقت ترجیح دادند و مردمی که اثر گذاری را ناممکن پنداشتند.
■ ریشه این انفعال، ترکیبی از فرسایش اعتماد عمومی، فشارهای معیشتی، عادی سازی تخلف و هراس از برچسب خوردن است. وقتی سازوکارهای نقد تضعیف شود و پاسخگویی کمرنگ گردد، شهروند به این جمع بندی میرسد که کنش او بیثمر است؛ و همین احساس بی ثمری، خطرناک ترین آفت سرمایه اجتماعی است. اما عقلانیت برتر، راه سومی را پیش مینهد : نه هیجان بی منطق و نه سکوت بی مسئولیت؛ بلکه مطالبه گری مستدل، نقد منصفانه و گفتوگوی اخلاقمدار. جدال احسن یعنی حقیقتگویی بدون تخریب، صراحت بدون تهمت، و ایستادگی بدون آشوب. جامعهای که فرهنگ اعتراض عاقلانه را بیاموزد، نه به ورطه هرجومرج میافتد و نه به مرداب انفعال فرو میرود.
■ بی تفاوتی بزرگ ترین سرمایه فرصت طلبان است، زیرا خلأ حساسیت عمومی، میدان را برای تحریف، فساد شبکهای و مصادره ارزشها باز میکند. در چنین فضایی، حتی مقدس ترین مفاهیم به شعارهای کم هزینه تبدیل میشوند و دینداری از مسئولیت اجتماعی تهی میگردد. راه برونرفت، احیای حسّ پرسشگری، تقویت شفافیت، و بازگرداندن اعتماد از طریق صداقت در گفتار و عدالت در عمل است. جامعه تا زمانی زنده است که درد را حس کند و برای درمان برخیزد؛ و بزرگ ترین گناه عصر ما نه ندانستن حق، بلکه دانستن و واکنش نشان ندادن است. تاریخ با تماشاگران مهربان نیست؛ آینده را آنان میسازند که در لحظههای حساس، بی
تفاوت نمیمانند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7441