یه دردایی هستن به اسم نمیدونم، این دکترای احمق فکر میکنن مشکلت افسردگیه یا سادیسم شدید و اسکیزوفرنی یا حتی مازوخیسم، ولی تو مشکلت فقط نمیدونمه. نمیدونما عجیب مزهی زهرماری دارن، یه چیزی تو مایههای خوردن بستنی وانیلی یخزده با دهن پر خون و سردرد میگرنی، اونم وقتیکه قشنگ حس میکنی یکی با متهبرقی رو مخت سمفونی خلق میکنه دقیقا همینقدر زجردهنده، دقیقا همینقدر نمیدونم!
مشکل اینجاست من یکیو اونقدر دوست دارم که همه بدی هاش از جلوی چشمام پاک میشه و اون آدمو بی نقص میبینم و دقیقا همون آدم کاری میکنه که فکر کنم همه آدمای جهان شبیه ب همن .
فکر کردن زیاد به همه چیز دیگه باعث منفجر شدن مویرگای مغزت و سردرد نمیشه؛ بلکه به حس خستگیِ قلب و بی حس شدن تموم روح و جسمت ختم میشه .
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
شَبآ تَرسیدی زُل بِزَن اَز پنجرت ب ماه🌘✨ مآهِمَن!
شَبآ تَرسیدی زُل بِزَن اَز پنجرت ب ماه🌘✨
مآهِمَن!
مات شدم از رفتنت
هیچ میز شطرنجی هم در میان نبود !
این وسط فقط یک دل بود . . .
که دیگر نیست !
-کسی از کجا میدونه من چقدر در طول شبانه روز تلاش میکنم طوری رفتار کنم که بقیه از دستم ناراحت نشن؟!