حالم شبیه یه خونست،
یه خونه که از بیرون انقدر خوشگله
که دوسداری توش زندگی کنی!
اما داخلش انقد داغونو بهم ریختست
که حتی یه لحظه ام نمیتونی تحمل کنی .
اونجا که بهت میگن، مواظب باش خودتو جا نذاری!..
عمیق حسش کردم،
من جا موندم تو خاطراتمون
تو یه خیابون
تو بغلِت .
گفتهاند؛
آنقدر به عابرى كه شبيه تو بود، خيره شدم
كه گمان كرد دوستش دارم .
-پلیلیستمن-!
با اینکه هیچوقت مال من نبودی،اما هرلحظه دلم واست تنگ میشه
واسه چیزایی که ازت توی ذهنم ساختم و امیدوارم واقعی باشن.
بابت تمام روزایی که بهت سخت گذشت، من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که کسی نبود اشکاتو پاک کنه، من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که روحت خسته شد،ناامید شد و فکر کردی اخر راهته، من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که صداتو توی گلوت خفه کردی و از خودت دفاع نکردی و شروع کردی به خودخوری کردن،من بغلت میکنم.
بابت تمام روزایی که چشمای قشنگت بین قطره های رها نشده از چشمات سوختن و با درد بسته شدن،من بغلت میکنم.
برای تمام روزایی که کسی بغلت نکرد،من بغلت میکنم.
تنهایی مگه چشه؟!
بارون نمیباره ؟ میباره !
بهار نمیاد ؟ میاد !
دریا و جنگلو نمیتونی تنهایی بری ؟ میتونی !
سردتم بشه یه پتو میتونی بندازی دور خودت ؛ به دستایِ یکی دیگه هیچ احتیاجی نیست..