"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
با گریه می نویسم از خواب با گریه پا شدم دستم هنوز در گردن بلند تو آویخته ست و عطر گیسوان سیاه تو با
ز بعد این همه تلخی که می کشد دل من
ببوسم آن لب شیرین جان فزای تو را...»»
#ابتهاج
جا داره بگم :
عشق دیگر جایی نداشت و هرچه آن قوطی های حلبی که پیش از این قلب نام داشت را پر کرده بود نفرت بود و نفرت.
چه خاطره هایی که دوست نداشتیم داشته باشیم ولی داریم؛
و چه خاطره هایی که دوست داشتیم داشته باشیم و نداریم...!
این عادیه که چشام باز نمیشه ولی خوابم نمیاد و سرم داره میترکه و قرص اثر نمیکنه ؟