میگفت ما که از بدو تولدمون دیوونه نبودیم. یه شب خوابیدیم دیدیم صبحش نیست. چمدون و بندو بساطشو بسته بود و رفته بود. از اون به بعد تو خیابون با انگشت نشونمون دادن گفتن:دیوونه رو ببین.
هدایت شده از -اسپرسو-
اونایی که به "عزیزم" میگن "عجیجم"
بخوان بگن "زنده باشی"
چی میگن دقیقن؟!
خب درست صحبت کن مگه مجبوری/:
بعد از کلی وقت برگشتم خودمو نگا کردم دیدم عه
از خواب بیدار میشم بدون این ک تو آینه نگاهی به قیافم بندازم میزنم از خونه بیرون
میرم تو آشپزخونه میبینم سیب زمینی در حال سرخ شدنه و کسی بالا سرش نیست، کاری بهش ندارم و برمیگردم
تو یه جمع نشستم میبینم یکی داره گریه میکنه، شونه ای بالا میندازم و اون جمع و ترک میکنم
یکی میخواد باهام درد و دل کنه بهش میگم حرفات به درد من نمیخوره
یکی برمیگرده میگه دوست دارم میگم عه؟ آها باشه
صندوق پیامام پره پیامای بی جوابه
تا جایی ک چشم کار میکنه تماسای بی پاسخ دارم
مث قبل هردقیقه گوشیمو چک نمیکنم
با دیدن دوستای قبلی تو خیابون ذوق نمیکنم و بدون نگاه بهشون از کنارشون رد میشم
توی بحث وقتی یکی تنهاس طرفداریش و نمیکنم
دلیلی ندارم ک ب پیشنهاد دوستیا جواب مثبت بدم و دوستای قبلیمو دونه دونه بیخیال شدم
یه چرخه ی تکراری رو برای گذروندن روزام پیش رو گرفتم و اشتیاقی برای تنوع ندارم
دیگه ب هیچ چیزی وابسته نیستم و عادت خاصی ندارم
و هرروز بدون اینکه یادم باشه امروز چه سالگردی بود یا چه مناسبتی داشت شب میشه و
شباهم بدون اینکه نیازی ب هنزفری داشته باشم با چارتا قرص بدون فکر کردن ب چیزی میخوابم
اونقدرا هم سخت نیست!
من بدون توهم تونستم.
آره.
#فور