اونجا که نزار قبانی میگه:
من دربارهى تو به آنها نگفتم،
اما تو را ديدهاند كه در چشمانم زندگی میکنی.
من دربارهى تو به آنها نگفتم،
اما تو را در كلماتِ نوشته شدهام ديدهاند.
عطر عشق، نمىتواند پنهان بماند .
چیزی که روابط آینده رو برام ترسناک میکنه
اینه که وقتی به گذشته نگاه میکنم آدمهایی
رو میبینم که مطمئن بودیم تا ابد تو زندگیِ
هم میمونیم ولی اینطوری نشد..
حالاکه فکر میکنم میبینم کنار آمده ام با بی احساس بودن و اینطور فکر میکنم که گاهی آدمی نیاز دارد بی احساس باشد تا به نسبت همه چیز بیخیال باشد و زندگی آسوده تری داشته باشد.
نوشته بود مادربزرگم همیشه میگفت: شاید عشق بتونه باعث گذر زمان بشه، ولی قطعاً گذر زمان نمیتونه باعث ایجاد عشق بشه...
دعوت نشدی: نرو
بهت نگفتن: نپرس
ازت نپرسیدن: نظر نده
دعوتهای دیر: قبول نکن
دروغ شنیدی: خط بزن
بیتوجهی دیدی: حذف کن!
قدر خودتو بیشتر بدون :)
انگار یقهام و گرفتن و پرتم کردن یه جای دور ، انگار اینجا همه دارن به یه چیزی تظاهر میکنن، اینجا هیچکسو نمیشناسم نمیدونم کجاست ، اما هر چی و هر جا که هست ، هیچی باب میلم نیست ..