در بعضی طوفانهایزندگی، کمکم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی!
مگر از خودت.
متوجه میشی، بعضی را هر چند نزدیک، اما نباید باور کرد،
متوجه میشی روی بعضی، هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد،
میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت،
و این اصلا تلخ نیست، شکست نیست.
تو چه میدانی آدمی که به یک نقطه خیره مانده و به موسیقی دلخواهش گوش میدهد ،
در آن نقطه کوچک که به آن خیره شده ؛
چه چیز هایی میبیند ،
چه چیز هایی میشنود ،
و چه چیز هایی احساس میکند ...
یه جمله تو کتاب کیمیاگر میگه:
"اگر من بخشی از افسانه ی تو باشم
تو روزی به من باز خواهی گشت"
هیچ وقت بزرگ تر از سنت نباش!
یه روز به جایی میرسی که میبینی هم سن هات با چیزایی خوشحالن که تو حالت ازشون به هم میخوره :)
نصفه و نیمه بودن تو رابطه به هیچ دردی نمیخوره، به قول فاضل نظری:یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم..
من همیشه فقط ادای قوی بودن را در آوردم ، چون نمیتونم طوری رفتار کنم که انگار ناراحت شدم و سعی میکنم بگم که اره واسم مهم نیس اما در واقعیت ناراحت شدم ، شکستم و کم آوردم.