نه رفتن آدمها اذیت میکنه نه حالی که بعد از رفتنشون دارم ، من فقط دلم برای خودِ قبل از اومدن اون آدمها به زندگیم تنگ میشه و حسرت میخورم که کاش غریبه میموندن
-هیچکی نمیدونه تو چته، حتی اونایی که بیشتر از بقیه میدونن ازت هم نمیدونن تو واقعا با چی درگیری و داری دستوپا میزنی فقد تظاهره که تورو بلدن..
اگه قراره جوری رفتار کنی که انگار هیچی برات مهم نیست ؛پس منم جوری رفتار میکنم که انگار تو اصلا وجود نداری.
در تلاش هستی کسی را نرنجانی ؛
و کسانی را میبینی که تعجب میکنند از رفتارت ،
آنقدر که رنجیده اند و انسانیت ندیده اند
تو را اتفاقی کمیاب و غیر واقعی میبینند !
اگر قرار بود بیانیهی مراقبت از خودی بنویسم ، احتمالا مینوشتم :
با خودِ غمگینِ تان مهربان باشید ...
ولی اونجاکه علی یاسینی میگه:
اون حتماً بهتر از منه، یه لحظه هم از تو فکرت نمیره حتماً، مثِ من نیست حرصت نمیده، واسه من کسی مثلت نمیشه!:)
جمله ای " تو که اینجوری نبودی "
انقدر ناراحت کننده است که حس میکنم گوینده داره از تهِ دلش گریه میکنه ؛ !