فقط اونجا که نیما یوشیج میگه
"برای خانه ای که تو نیستی...
در اضافیست ، پنجره اضافیست"
باید گفت : برای جهانی که
تو نیستی "من" اضافی هست..!
مرحلہ داد زدن،
گریہ کردن
و دعوا کردن
یعنے هنوز چیزی برای گفتن و درست کردن یا تخلیہ کردن هست ؛
ولے اونجا کہ ساکت میشے دیگہ هیچے نیست،
هیچے. یہ وضع خنثے مطلق تو پوچ ترین و تاریک ترین حالت ممکن!
- نامهی پیدا شده یڬ سرباز کشته شده در جنگ جهانی دوم :
جنگ ڬ تمام شد، ازدواج میکنیم؛
در مزرعهی ما گلهایی خواهید رویید
به زیباییِ ‹ تـو ›
و دختری خواهیم داشت، شبیه تو : )!