اونجا که فروغ_فرخزاد میگه:
اين روزها ..
هستی و
نيستی و
ميان بیحواسیهای معلقم
قدم می زنی....!
گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در من
نفسی هست، دلی هست، ولی جانی نیست:)
محمد_عزیزی
کاش میشد رو پیشونیم بنویسم ؛
این فرد دیگر حوصله برایِ بحث با هیچ کس در هیچ زمینهای ندارد در هر حال فرمایش شما متین است لطفاً سرِ بحث را باز نکنید .
همه ی آدما یه روز تمام میشن
نشون نمیدن، مثل قبل لبخند نمی زنند
زندگی نمی کنند
نمیبخشن و محبت نمیکنند!
آدما یک روز برایِ خودشون هم تموم میشن!
فقط " بودن " رو ادامه میدن؛
حواسم پرت زیبایی ات شد..
من دست و پا چلفتی
نصف بیشتر شعرم را ریختم زمین!
فقط ماند…
یڪ دوست دارم ساده:)
کاش میتونستم بهت بگم چرا حالم اینجوریه ، کاش میتونستم بگم نمیخاستم اینجوری بشه ، کاش میتونستم بگم من با دیدن این چیزا از خودم که هیچ از توعم متنفر میشم.
‹ توی روانشناسی یك اصطلاحی وجود
داره به اسم ‹ 𝒕𝒐𝒖𝒄𝒉 𝒔𝒕𝒓𝒂𝒗𝒆𝒅 › به معنی
گرسنگی پوست و به حالتی گفته میشه ك
احتیاج داریم یک نفر بغلمون کنه چون باعث
میشه استرس و اضطرابمون کاهش پیدا
کنه و حس کنیم تنها نیستیم . . )!