حواسم پرت زیبایی ات شد..
من دست و پا چلفتی
نصف بیشتر شعرم را ریختم زمین!
فقط ماند…
یڪ دوست دارم ساده:)
کاش میتونستم بهت بگم چرا حالم اینجوریه ، کاش میتونستم بگم نمیخاستم اینجوری بشه ، کاش میتونستم بگم من با دیدن این چیزا از خودم که هیچ از توعم متنفر میشم.
‹ توی روانشناسی یك اصطلاحی وجود
داره به اسم ‹ 𝒕𝒐𝒖𝒄𝒉 𝒔𝒕𝒓𝒂𝒗𝒆𝒅 › به معنی
گرسنگی پوست و به حالتی گفته میشه ك
احتیاج داریم یک نفر بغلمون کنه چون باعث
میشه استرس و اضطرابمون کاهش پیدا
کنه و حس کنیم تنها نیستیم . . )!
جدیدا آرومم، خیلی آروم.. شاید تاثیر آشنا شدن با اون بود، اما دیگه غمی که داخل وجودم رخنه کرده به طرز بی رحمانه ای از بینم نمیبره، اما به هرحال معجزه های دوست داشتنی زندگی زیاد تو زندگیت نمیمونن، باید بزاری برن و خودخواه نباشی، بعضی وقتا با خودت میگی اگه همه چیز طور دیگه ای رقم میخورد، چی میشد؟ ولی فکر بهش چیزی جز سردرگمی نداره.
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
حالِ من بی تو به سان حال یک آواره غمگین است؛
تو نبودی و ندیدی که دل بیچاره غمگین است»
تو ولی دور از من و دور از تمام دور تر هایی...
تو کجایی؟