گر چه دانم که به وصلت نرسم بازنگردم
تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم . . .
دلم در دست او گیر است، خودم از دست او دلگیر..؛ عجب دنیای بی رحمی، دلم گیر است و دلگیرم.؛
یه روزایی دلم میخواد تنها زندگی کنم!
حوصله نداشته باشم و غذا نخورم؛ خسته باشم و توضیح ندم!
کسل باشم ، کلاسامو بپیچونم!
هوا خوب باشه ، دیر وقت باشه ، با دوستام بزنم بیرون!
صدای آهنگ خونه رو برداره و کسی بهم گیر نده!
دلم سفر بخواد ؛
چمدون جمع کنم ، نباشم و به کسی جواب پس ندم :)
ببین من حسود نیستم. ولی خب راستش و بخوای از اینکه می بینم نمی تونم اونقدر خوب باشم که مثل بقیه بهم توجه کنی یکم اذیت می شم، تو تقصیری نداری مشکل از منه. من دلم می خواست می تونستم وقتی که به کسایی که برات تو الویت بودن و یا هستن فکر می کنم، درد نکشم. ولی نمی شه هر بار بیشتر از قبل یه چیزی تو وجودم می سوزه ، هر بار با یه عکس یه متن یه رفتار یه صدا من تو افکارم با کلی چیز می جنگم ولی راستش و بخوای ؛ خیلی زورم کمه، من نسبت به چیزایی که مربوط به توئه همیشه ضعیفم.
اگه الان از هم دوریم باعثش تویی ،
اگه بهت بی محلی میکنم تقصیر خودته ،
اگه دیگه نمیتونم باهات بخندم دلیلش خودتی و رفتارات و کارهایی که هیچوقت دوست نداشتم برای بار دوم به زبون بیارم برا همین بی سر و صدا یه شب برای همیشه از زندگیم کنار گزاشتمت .
بهت قول میدم دارم همهی تلاشمو میکنم ، اما اگه یه روز بیدار شدی و من نبودم ، خیلی متأسفم !