به قول جناب جبران خلیل جبران:
ما نیازمند شجاعت حذف کردن هستیم .
حذف جزئیات ، حذف گذشته ، حذف نامهها ، حذف صداها ، حذف دلتنگی و حذف برخی از افراد ..!
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
از کلمه ی عزیزِ دورم خوشم اومد
عزیزِ غمگینِ منم دوس دارم
اما تو کجایی عزیزِ غمگینِ به دور از من؟!
گاهی وقتا آدما هرچقدرم برات عزیز باشن میتونن با یه کار اشتباه کوچیک که ب نظر خودشون مهم نمیاد برای همیشه از چشمات بیفتن!
میدونی چرا از چشمات میفتن؟
چون کاری رو انجام میده ک تو از اون شخص انتظار نداری!
هه.
از یجایی ب بعد اگ رفتارم مث غریبه ها شد
خودتون بفهمید جایی ک ازتون انتظار داشتم و گند زدید.!
امیلی برونته خیلی غمانگیز میگه:
او انسان نیست. من قلب خود را به او دادم. او قلبم را گرفت اما تا سرحد مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد. قلب آدمی جایگاه احساس اوست. از آنجا که او قلب مرا نابود ساخت، دیگر این قدرت را در خود نمیبینم که نسبت به او احساسی داشته باشم.
و پس از اندوههایمان همچون بهار زنده خواهیم شد ، انگار هرگز مزهیِ تلخی را نچشیدهایم ..
از من چیزی باقی نمانده جز؛
کلمه هایی که در سرم میرقصند
و حرف هایی که گفته نمیشوند.
از من
چیزی باقی نمانده جز؛
فکر هایی که هیچ وقت رهایم نکردند
من
چیزی ندارم جز؛
چیز هایی که هیچوقت کسی نخواهد فهمید.
دیالوگ یه فیلمی بود میگفت:
وقتی واسه زدن یه حرف دو دل شدی اون حرف رو نزن چون اگه درست بود که شک نمیکردی ...
پاراگراف یک از صفحهی یک کتاب زندگی میگه "سناریوی فیلمها فقط برگرفته شده از ذهنِ خیالیِ نویسندهست، تو دنیای واقعی آدم خوبا همیشه هم برنده نمیشن"