فکر نکنید کسایی که احساساتشون رو نشون نمیدن سنگن
ماهم غممون گین میشه
ماهم بغض میکنیم
ماهم...
آره.
ایرادی نداره اگه ناراحت باشی، اشک بریزی(از درون گاهی، وقتی انقدری ناراحتی که اشکی نمونده)، بغض داشته باشی، از همهی جهان متنفر باشی حتی خودت، عصبی باشی..
این دنیا هیچیش به آدمیزاد نرفته که بخوای واسه همه چی دنبال دلیل و منطق باشی و ارزش ناراحت موندنم نداره دو روز دنیا که هر روزش یه قرنه..
از غمای بزرگه که آدم لال میشه، نه اشکی میاد نه حرفی نه دادی نه جیغی...
یک بار هم که شده برای آخرین بار مرا در آغوش بگیر و بگذار در کنار نفس کشیدن عطرت سیل اشک هایم در جنگل آغوشت جاری شود.
یک روز یک نفر میاد توی زندگیت که:
همه بدبختیات،شب بیداریات،خواسته نشدنات،ناراحتیاتو فراموش میکنی و اون یه نفر ب*ایی های جدیدی رو برات به ارمغان میاره:)...
یکی از بدترین قسمتای افسردگی اونجاست که جدا از حال بد خودت از خودت متنفر میشی چون حس میکنی حال بقیه رو هم بد میکنی، اونجاست که دلت میخواد تنهات بذارن، فراموشت کنن، نبیننت تا حداقل تنها مشکلت حال بد خودت باشه . .
عمیقاً از آدمایی که دوسشون دارم درخواست دارم که خودشونو از چشمم نندازن من دهنم سرویس میشه تا تو رو پیش خودم به اون مرحله ای برسونم که انقدر واسم عزیز باشی! اعتماد کردن و صمیمی شدن واسم خیلی سخته، لطفا خودتو از چشمم ننداز ، همین...