میدونستم برمیگرده و پشیمون میشه !
همینطورم شد بعد مدت ها نوتیف پیامش که افتاد روی گوشیم دیگه با ذوق پیامشو باز نکردم دیگه برای حرف زدن باهاش مشتاق نبودم دیگه مثل گذشته همه کارامو بخاطرش کنسل نکردم؛نوتیف پیامشو رد کردم وقتی حوصلم گرفت جواب دادم،بعضی وقتا خیلی دیره
«برای پشیمونی،برای جبران...!»
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
پائولو کوئیلو حرف خیلی قشنگ داره که میگه:
هیچ کس سرش انقدر شلوغ نیست که زمان از دستش در برود و تو را از یاد ببرد، همه چیز بر می گردد به اولویت های ذهن آن آدم.
اگر کسی، به هر دلیلی، تو را از یاد برد؛ فقط یک دلیل دارد؛تو جزو اولویت هایش نیستی
ولیهیچکینمیدونهتوچهروزاییرومیگذرونی.
توپشتحرفاتچهچیزاییروقایمکردی.
چهاحوالیروداریوجاشازعشقمیگی.
چهحالیداریوبغضتووجودته
وآغوشتوبازمیکنیکهابرنشینهتودلشون
کسیچهمیدونهتوتاریکترینیونورروبهشونهدیهمیدی... :)
اگه تو اوج خستگیم بی حوصلگیم جوری باهات رفتار میکنم که انگار همچی خوبه، جزو افراد خاص زندگیمی.
عجیب است،مطلقا تمام احساساتم را از دست دادم،فقط میدانم که زنده ام و نفس میکشم
نه در انتظار کسی و نه کسی در انتظار من،غمگین بسیار اما به هیچ عنوان هیچ چیز نمیتواند خوشحالم کند حتی برای دقایقی کوتاه
نه کسی میتواند دلم را ببرد و نه دلی را بردهام،نه اعتراض میکنم و نه تلاشی.
حوصله صحبت کردن با بقیه رو ندارم دوست دارم تا همیشه توی اتاقم تنها بمونم به سکوت گوش بدم و تاریکی رو تماشا کنم تنهایی می ارزه به این دنیا و آدماش.
من نمیتونم کنارم داشته باشمت،از من تا تو مسافت های زیادی هست که هنوز طی نشده امّا یک گُل خریدم و اسم تو رو روش گذاشتم حالا همیشه روی طاقچه ام دارمت صبح و شبم رو با دیدنت میگذرونم
«سبز نگهت میدارم؛نمیذارم پژمرده شی:)...»