ولیهیچکینمیدونهتوچهروزاییرومیگذرونی.
توپشتحرفاتچهچیزاییروقایمکردی.
چهاحوالیروداریوجاشازعشقمیگی.
چهحالیداریوبغضتووجودته
وآغوشتوبازمیکنیکهابرنشینهتودلشون
کسیچهمیدونهتوتاریکترینیونورروبهشونهدیهمیدی... :)
اگه تو اوج خستگیم بی حوصلگیم جوری باهات رفتار میکنم که انگار همچی خوبه، جزو افراد خاص زندگیمی.
عجیب است،مطلقا تمام احساساتم را از دست دادم،فقط میدانم که زنده ام و نفس میکشم
نه در انتظار کسی و نه کسی در انتظار من،غمگین بسیار اما به هیچ عنوان هیچ چیز نمیتواند خوشحالم کند حتی برای دقایقی کوتاه
نه کسی میتواند دلم را ببرد و نه دلی را بردهام،نه اعتراض میکنم و نه تلاشی.
حوصله صحبت کردن با بقیه رو ندارم دوست دارم تا همیشه توی اتاقم تنها بمونم به سکوت گوش بدم و تاریکی رو تماشا کنم تنهایی می ارزه به این دنیا و آدماش.
من نمیتونم کنارم داشته باشمت،از من تا تو مسافت های زیادی هست که هنوز طی نشده امّا یک گُل خریدم و اسم تو رو روش گذاشتم حالا همیشه روی طاقچه ام دارمت صبح و شبم رو با دیدنت میگذرونم
«سبز نگهت میدارم؛نمیذارم پژمرده شی:)...»
حواست هست این روزایی که دارن میگذرن
اسمشون جوونیه؟! یادت باشه ما هیچوقت دیگه
به امروزمون برنمیگردیم، هر چقدر میخوای برای فردات بردار که دنیا بی رحم تر از اونیه که اجازه بده لحظه ای برگردیم و دنبال چیزایی که جا گذاشتیم بگردیم!..
بیخیال این آدمای نابلد باش!
اینا نمیتونن آرومت کنن جز خودت، اینا نمیتونن درکت کنن جز خودت، اینا نمیتونن قضاوتت نکنن جز خودت، اینا نمیتونن دردایی که از دهنت میریزی بیرون رو لمس کنن جز خودت، اینا نمیتونن حرفاتو از سیر تا پیاز گوش بدن جز خودت، اینا نمیتونن همدرد واقعیت باشن جز خودت، اینا نمیتونن کنارت بمونن و منت نزارن جز خودت، حالا فهمیدی نقش مهمی که توی زندگیت داری چیه؟ تو و من تنها آدم بازمانده و دلسوز زندگیمونیم.
کاش بفهمید
اگر کسی زود رنجه.
اگر کسی زود عصبی میشه.
یهو اینطوری نشده
اون فقط خیلی وقته داشته تظاهر می کرده به حال خوب
الان روحش برای اینکه وانمود کنه خوبه خیلی خسته اس.
درک این موضوع که تو هیچوقت حق نداری درباره کسی قضاوت کنی ، به جای کسی تصمیم بگیری ، از جانبِ کسی فکر کنی و دربارهی زندگیِ هیچ آدمی نظر بدی ، اولین قدم راه بالغ شدنه .