وقتی وارد یه رابطه ی پخته میشی
نگرانی ها از اینکه کجا رفت و با کی رفت
تبدیل میشه به اینکه : الان چی حالشو خوب میکنه ؟!
چطوری فرداشو بسازم ؟
کم خوابیده و خسته ست !
رابطه های با ستون آنقدر محکمه و به هم اطمینان میدن
که نگرانیشون فقط رفاه طرفشونِ نه ترس از نبودنش.
+ براتون از این رابطه ها آرزو میکنم ..
تو پزشکی یه دردی هست به اسم درد شبح یا درد فانتوم.
بیمار تو جایی احساس درد میکنه که دیگه وجود نداره؛
تو دستی که قطع شده، تو پایی که نیست،
تو انگشتایی که جاشون خالیه.
درد از چیزی که هست نیست،
که "از دست دادنش" درد میکنه، نداشتنش، فقدانش.
بعضی وقتا جای خالیِ یه چیزایی تو آدم درد میکنه.
من حتی وقتی که باهات بحث میکنم از دستت دلگیر و ناراحت نمیشم..از دست خودم ناراحت میشم.
خوابیدم که در خیال هایم صدای قدم های آهستهات را از دور نزدیک به خویش بشنوم،اما آنجا هم جز سکوت چیز دیگری فرا نگرفته بود.
یه بار یکی نوشته بود: افسردگی بهترین تعریفش هیچ کاری نکردنه. یهو به خودت میای میبینی ماهها و حتی سالهاست که هیچ کاری نکردی. هیچی. مطلقا هیچی..!
قبل از اینکه او را ببینم ، خوشحال بودم. امّا الان زنده هستم و این دو تا، یک چیز نیستند.
تجربه نشون داده راجع به قدم بعدیت، اهدافت، جزئیات روابط عاشقانه و دوستانت، تصمیمهای مهم زندگی و کارت، هرچی اطرافیانت کمتر بدونن، موفقتری...