هیچوقت ادمی که از زندگیتون رفتُ بنا به هر دلیلی،دلتنگی،دوست داشتن،برنگردونین تو زندگیتون؛چون اگه دوست داشت رابطه رو تموم نمیکرد که الان بخاد برگرده،ولش کن،برو دنبال هدفات،ادم درست زندگیت خودش پیدا میشه.
میدونی دقیقا کی واسم تموم شدی؟از وقتی که علاقه هامو یادت رفت، از وقتی که من تو اولویتت نبودم، از وقتی که هر موقع نیازت داشتم نبودی، از وقتی که آنلاین بودی ولی جواب منو ندادی، از وقتی که دیدی نیاز به بغلت دارم ولی نبودی کنارم، از وقتی که دیگه آهنگای مودتو نفرستادی تا گوش کنیم، دقیقا از وقتی که برام وقت نداشتی.
جوکر یه دیالوگی داشت که میگفت:
من لبخند میزنم که دردامو پنهان کنم
و آرزومه یه روز یکی بیاد نگام کنه و بفهمه همه چی دروغه؛
و چه روزایی که از درون ذره ذره نابود شدیم
و لبخند زدیم ولی هیچکس نفهمید
این لبخندا دروغه :)
انگار داخل هزارتویی هستی و کاملاً گم شدی و همش تقصیر خودته، چون خودت بودی که همهی اون پیچ ها رو پشت سر گذاشتی و میدونی که مسیرهای زیادی برای بیرون اومدنت هست، چون صدای همهی افرادی که از اون هزارتو بیرون اومدن میشنوی که میگن و میخندن و گاهی از لای حصار نگاهی به اون ها میاندازی که از لای برگ ها شکلی گذارا از اون هارو میبینی، و اون ها اونقدر شاد به نظر میرسن که از پسش براومدن و تو از دست اون ها دلخور نیستی بلکه از دست خودت دلخوری که توانایی اون ها رو برای حل این هزارتو نداشتی.
وقتی که غمگین شدی و کسی برای خندانت تلاشی نکرد؛«آن زمان حتماً مرا به یاد خواهی آورد»!
بهم گفت :حالا که میخوای خودکشی کنی پس برات عاشق شدنو آرزو میکنم
اینجور وقتا جوابه
میخواستم بهش بگم: اگه خودت دلیل باشی چی؟
جالبه که حتی دوستای خیلی نزدیکمون هم متوجه نیستن که چقدر کم تا فروپاشی روانی فاصله داریم.
آدمها، چندش آورترین نقاب ها را می پسندند.
من هروقت برای هرکس خودم بودم، تنهاتر شدم..
ادما تحمل ميكنن، تحمل ميكنن، تحمل ميكنن بعد ديگه به يه نقطه ای ميرسن كه از همه چی ميبُرن، و تا اخر عمرشون نميتونن تحمل كنن.
زندگی میگفت: از هرچیز مقداری به جا میماند؛ دانههایِ قهوه در شیشه؛چند سیگار در پاکت؛و کمی درد در آدمی..