محمود درویش
«دلتنگی» رو قشنگ توصیف کرده:
«قطعهای از من کنارِ توست
و قطعهای کنارِ خودم ؛
و قطعاتم دلتنگ یکدیگرند
میشود بیایی؟:)
نامه ای به اونی که دوسش دارم :
قشنگ ترین توصیفی که راجبت میتونم بکنم اینه که تو برام مثلِ آهنگی هستی که هروقت بهش گوش میدم حالم خوب میشه، مثلِ میوه های خوشمزهی تابستون، مثلِ شب بیداری از ذوق مسافرت فردا، مثلِ هیجانِ اولین قرار با یه آدم مهم، مثلِ قشنگیه لباسای رنگی رنگی، مثلِ یه نوشیدنی خنک وسط گرمای تابستون، مثلِ یه حس ترو تازهی رسیدن به هدف. مثلِ چیزی که هیچوقت نداشتی.
شخصیتِ آدمیرو که رابطهتون باهاش تموم شده تخریب نکنید، دربارهش بد نگید، بهش توهین نکنید، سرتاپای اون آدمو به لجن نکشید، پشتسرش، چه راست چه دروغ، صحبت نکنید. داستانِ زندگیِ شما و آدمای زندگیتون قابل احترامن، حتی اگر تهش به جای خوبی ختم نشده باشه.
گُفتمبیشتَرسعیکن،منوبِهتربِشناس..
نزارکهعادیشهیهروزیایناِحساس؛!
- چیزی که آدمو غرق میکنه، زیر آب رفتن نیست؛ از زیر آب بیرون نیومدنه
به ناامیدیهاتون غلبه کنید..
هر طور که میدونید و میتونید ما چارهای جز این کار نداریم..
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
وآغوشت
اندکجايیبرایزيستن؛اندکجاییبرایمردن.
- احمدشاملو