واقعیت اینه که هیچکس، هیچوقت نمیدونه و نمیفهمه توی دلت چی میگذره. دلتنگ میشی، دلمرده میشی، گریه میکنی، داغون میشی، حرف نمیزنی، احساس تنهایی میکنی، غذا نمیخوری، بیرون نمیری، علاقهت به زندگی رو از دست میدی؛ اما دَم نمیزنی.
بعدش فردا صبح بیدار میشی و باز لبخند میزنی و به زندگی ادامه میدی! انگار هیچی نشده. این داستان زندگیه دوستِ من؛ بالا و پایین داره، مجبوری زندگی کنی، مجبوری بسازی، مجبوری نِق نزنی و به همه بگی حالت خوبه؛ میدونم داری از درون متلاشی میشی، میدونم چی تو فکر و قلبت میگذره، ولی مجبوری، مجبوری لبخند بزنی
ازم پرسید :
+ اگه میتونستی الان هرجایی از جهان
که میخواستی باشی کجا میرفتی؟
گفتم
- كجایی ؟!
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
وآغوشت اندکجايیبرایزيستن؛اندکجاییبرایمردن. - احمدشاملو
مَرا مُحکَم بَغل کُن،
زِنده خواٰهَم شد به آسانی...
که گَرمای تَنَت درگَردِش خونَم اَثَر دارَد.
دوستان از همین تریبون اعلام میکنم من تو عصبانیت فوق العاده آدم بیشعور و بی شخصیتی میشم ، سعی کنید منو عصبانی نکنید ؛ با تشکر .
یه چیزایی رو بهت نگفتم، مثلا هیچوقت بهت نگفتم که چقدر شکسته شدم، هیچوقت نگفتم که چقدر دلم هواتو کرده، هیچوقت نگفتم چقدر خسته شدم از بس تحمل کردم، هیچوقت بهت نگفتم که چقدر دلم از آدما و زندگی پره، من خیلی چیزارو بهت نگفتم تا یوقت تو دلت نلرزه، ولی تو فقط میگی از زندگی لذت ببر؛ آخه کسی که نمیدونه لذت بردن از زندگی ینی چی، مگه میتونه حالش خوب باشه؟. مگه من میتونم فراموشت کنم؟ نه نمیتونم.